تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
باقى مانده بود كه سلامت شديم بعد از صبح شدن به قرنطينه « 1 » رفتيم و اينجا مثل طور سينا نبود لكن لباس و رختخواب را بخور گذاشتند و شستن و برهنه نمودن نبود همين لباس را بخور دادند بعد از آن اتاق منزل بود آنجا آمديم و سه روز آنجا مانديم و هواى بيروت خيلى خوب بود و جاى قرنطينه « 2 » سبز [ و ] خرّم و گل‌ها شكفته بود آنجا به حال آمديم و چون از واپور اذيّت كشيده بوديم با رفقا قرار گذاشتيم كه از اين واپور نرويم واپور ديگر مىشود از او مىرويم منتها كرايه واپور دو ليره باشد عيب ندارد . از قرنطينه « 3 » بيرون آمده به مهمانخانه كه آنجا هتل مىگويند رفتيم شب پنج قروش « 4 » هر آدم كرايه و نيم تخت و لحاف هرچيز آن‌جا مهيا بود . و در بيروت گردش نموده حمام رفتيم و پرتقال خيلى آنجا فراوان بود و بعد از آن بليط ماشين گرفته دو مجديه سفيد به شام و رسيدگى نموديم يك واپور فرانسه پست « 5 » مىبرد ، گفتند بعد از دو روز مىرود ما هم با رفقا قرار گذاشتيم به شام رفته زيارت نماييم بعد آمده با اين واپور برويم و ده ساعت راه ماشين بود الى شام كه عرض راه كوه بلند بود و برف زياد بود و بعضى جاها سبز بود و باغات خيلى بود تا اين‌كه به شام رسيديم در هتل « 6 » منزل كرديم و فايتون « 7 » ديده به زينبيه رفتم كه قبر جناب زينب ( عليه السلام ) آنجا بود . يك فرسخ راه بود بعد از زيارت باز برگشتيم و تمام باغات بود اين عرض راه و آب زياد دارد و خيلى آن روضه روى مجلّل و اهل آنجا شيعه بودند . و زيارت ائمه معصومين عليه السلام در آن روضه روى تخته نوشته بودند بعد كه آمديم فردا روز جمعه بود به مسجد شام رفتيم و قبر حضرت يحيى عليه السلام آنجا بود و آن مسجد بسيار مزيّن و مذهب بود و خيلى به ساختن آن مسجد مايه گذاشته بودند كه آن مسجد با آن وضع به آنجا منحصر است و مقام رأس حضرت سيّد الشهدا عليه السلام در آنجا بود و مىگفتند كه امين السلطان اينجا را تعميركارى نموده و صحن مسجد با سنگ فرش بود بىكفش رفتيم و از آنجا به روضه جناب رقيّه رفته زيارت نموديم در آنجا هم مقام رأس حضرت سيد الشهدا
هامش
( 1 و 2 و 3 ) . در اصل : قرانطينه . ( 4 ) . در اصل : غروش . ( 5 ) . در اصل : پوست . ( 6 ) . در اصل : عطيل . ( 7 ) . در اصل : فايطون .