تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
انداختند و ما هم آن روز به زحمت كلى از كوچه‌هاى مكه وارد منزل شديم و هوا خيلى گرم بود و آنجا به چهار ليره منزل خوب گرفتيم و شب به دليل وارد مسجد الحرام و به نهايت عجز و شكستى رفته در پيش حجر الاسود ايستاده سلام داده و او را شاهد گرفتيم كه آن عهدى كه از ما در عالم اول گرفته بودند به آن عهد وفا نموده و به نداى حضرت ابراهيم على نبينا و إله السلام لبّيك گفته بوديم . آن اعمال را به‌جا آورده به طواف بيت اللّه الحرام حاضر شده‌ايم و از باب ولايت به اين خانه داخل شده‌ايم و معرفت راه حق را از اين باب دانسته‌ايم و بعد از هفت شوط استلام حجر الاسود را نموده در باب مستجار كه جاى داخل شدن فاطمه بنت اسد و مولد تولد شدن ولىّ اللّه اعظم بود دعا نموده و در زير ناودان رحمت اعتراف بر گناهان خود نموده طلب مغفرت و آمرزش از باب نجات الهى و واسطه فيض رحمت الهى نموده دست توسل به دامن جلال و كبريائى قادر متعال زده و اميدوار كرم نامتناهى قادر متعال شديم و بعد از طواف پناه به مقام حضرت ابراهيم عليه السلام آورده دو ركعت نماز گذارده و باز دست نياز به درگاه قادر بىنياز بلند نموده با تضرّع و زارى دعا نموده و اهل بيت [ و ] عصمت را شفيع آورده باز طلب مغفرت و برآوردن حاجات نموديم . اميدوارم چون واسطه خيلى با شأن و عزيز درگاه ربوبيت است اذن جهت دعاى ما مستجاب خواهد شد . روز هشتم ما هم تدارك ديده عازم عرفات شديم و آن روز تمام اهل مكه دكان‌ها را بسته عازم عرفات شده بعد از ظهر به عرفات رسيديم و عثمانىها آن روز وقت غروب با ازدحام تمام از عرفات رفتند و قونسول [ ايران ] هم آنجا چادر زده بود بيرق « 1 » شير خورشيد بالاى چادر بود و آن سال به موجب تذكره كه از دريا حجّاج به جده وارد شده بود دويست [ و ] شصت هزار بود با حمل شام و اطراف بيست هزار مىشد كه جمعا دويست [ و ] هشتاد هزار حجّاج بود . در ميان اين همه حجاج كه بعد از رفتن غيره شد جمعا عرب فارس عجم كه شيعه اثنا عشر بودند از دوازده « 2 » هزار زياد نمىشد . قونسول قراول اطراف حجّاج گذاشت و شريف طايف پنجاه نفر فرستاده بود در اطراف چادرها محافظه مىكردند و روز عرفه شد و آن زمين كه از مخالفين پر بود آن روز تمام شيعه
هامش
( 1 ) . در اصل : بيدق . ( 2 ) . در اصل : دوانزده .