آن مسجد كار كردند و آن مسجد را در تهران ديدم در سال 1309 هنوز ناتمام بود و خيلى خوب ساخته بود چند سال بود كه تمام شده كه سال قبل در بلوا همان مسجد را توپ بسته شكست به گنبد افتاد خبر صريح ندارم كه خراب شده يا قدرى شكست شده و دار الشورى هم خانه ميرزا محمد حسين خان بود او را هم خراب و سوزانيدند . بارى تماشاى مسجد اياصوفيه « 1 » بسيار بود و در يكى از شبها آقا على اكبر با چند نفر ديگر به تئاتر « 2 » مرا برد و آنجا هم بعضى تماشاها بود و تقليد مىآورد و اسباب مضحكه بسيار ترتيب داده بود . تئاتر « 3 » حسن بود پردهپرده تقليد و بازى مىكرد در علّيه هم قدرى خريد نمودم و بستهبندى نموده رشت فرستادم و قدرى خريد نموده با عدلى تبريز فرستادم . خداوند عالم بركت داده بود كه منافع نمود . و به علّيه خبر رسيد كه مظفر الدين شاه ناخوش است [ و ] محمد على شاه از تبريز با استعداد تمام در 14 شوال عازم تهران شدند و انجمن تبريز در كمال قوّت مشغول رسيدن عرايض ملّت است و امن است . و در عليّه كارها را ديده در 24 شوال با سه نفر رفيق شده بليط واپور گرفته و از آقا ميرزا على اكبر خداحافظى نموده عازم مكّه معظّمه شديم و بعد از سه روز دريا طوفان شد كه آنجا را غرق فرعون مىگفتند تا اينكه به يك اندازه طوفان شدّت نمود كه چهل ساعت ممكن نشد در كشتى به پا خيزيم يا چاى يا شام بخوريم و خوابيده قى عارض مىشد و نماز خواندن ممكن نشد تا اينكه به پورت سعيد رسيديم .
دريا آرام شد قدرى به حال آمده شام خورديم . از كانال « 4 » مفتش آمده روانه شديم « 5 » به [ طرف ] سوئز « 6 » از آنجا به ينبوغ رسيديم و ينبوغ آن ايّام زمستان بود لكن خيلى گرما بود و پشه آنقدر بود با بادزن به بازار مىرفتم كه پشهها اذيّت نكند اهل آنجا بسيارى كور و يا چشمشان دردناك بود از جهت آنكه از كوچكى عادت نمودهاند در آب شور دريا باشند و حتّى واپور كه در آنجا لنگر انداخت بچه عربها برهنه اطراف كشتى آمده پول سياه به آب مىانداختيم به آب فرو رفته پول را بيرون مىآوردند . و شتر كرايه فردايش آمد 7 ليره خاوه و 3 مجديه پول بليط داده شتر كم بود حجّاج بسيار بود و شتر آوردند كه بار نمايند در آن
هامش
( 1 ) . در اصل : اياز صوفيه .
( 2 و 3 ) . در اصل : تياتور .
( 4 ) . در اصل : قنال
( 5 ) . در اصل : شد
( 6 ) . در اصل : سويس