تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
بود كه از جمله زايران آن ولى اللّه اعظم و صراط اللّه الا قوم بوده باشم و اميدوارم كه هركس توسل و پناه به اين درگاه نموده باشد محروم و نااميد نخواهد شد . و در نجف اشرف آقا ميرزا جواد خلف ارشد جناب مستطاب آقا ميرزا احمد آقا عميد الاسلام سمه اللّه مشغول تحصيل بود و بسيار اوقات در منزل با هم مىبوديم بعد از چند روز ديگر عازم مسجد كوفه شده و سه روز در آنجا مانديم روزها به كوفه رفته از جسر آن طرف در باغات گردش نموده بعد وقت عصر به مسجد كوفه مىآمديم شب آنجا مىخوابيديم . قريب يك ماه در نجف اشرف مانده و به موعظه علماى آنجا مىرفتم و لكن شب‌ها در منزل تنها بودم صاحب‌خانه شام مىپخت بعد از يك ماه كه هواى آنجا گرم شد و رطب هم تازه رسيده بود به كربلا آمدم و در كربلا هوا هم گرم بود انگور [ و ] انار فراوان بود . بعد از دو هفته با گارى « 1 » به كاظمين آمدم در سراى فرمانفرما منزل گرفتم و هواى آنجا قدرى خنك بود بعد روزها بغداد مىرفتم قدرى در آنجا خريد نمودم مال عطاريه و خرازى و . . « 2 » . به كرمانشاه فرستاده بعد بليط گارى « 3 » گرفته به سامره رفتم دوباره به زيارت آن روضه مباركه مشرف شدم و اين سفر با چند نفر از اهل كربلا همراه شدم و آن وقت خربزه « 4 » ، هندوانه آنجا فراوان بود روزى يك بار هندوانه [ و ] خربزه « 5 » گرفته از گرما سه دفعه مىخورديم . چهار روز آنجا مانده بعد عازم كاظمين شدم و در بغداد خريد را تمام نمودم بعد از يك ماه دوباره با گارى « 6 » عازم كربلاى معلا شدم و سه چهار روز آنجا مانده باز شوق زيارت نجف اشرف و تقبّل آستانه مباركه حضرت ولىّ مطلق ( ع ) به سرم افتاد بليط گارى « 7 » گرفتم چون تردد زوار نبود چهار هزار ده‌شاهى به نجف بليط مىدادند . وارد نجف اشرف شده منزل گرفتم و دوباره به باب اللّه الاعظم توجّه نموده عرض حاجات به وجه اللّه الباقى نمودم دوباره مسجد كوفه و مسجد سهله رفتم و از نجف الاشرف بليط گارى « 8 » گرفته آقا ميرزا جواد هم همراه خودم كربلا آمديم اوّل وقفه غرّه رجب بود تا از غرّه رجب زوار كم‌كم مىآمدند و چهار ماه كه تابستان بود زوّار نبود و از تنهايى « 9 » ملول بودم لكن از زيارت و مجاور بودن آن روضات مقدسه سير نمىشدم و نيمه رجب هم ماندم و اين وقفه زوّار دهات و اهل تبريز
هامش
( 1 - 3 - 6 - 7 - 8 ) . در اصل : قارى . ( 2 ) . يك كلمه خوانده نشد . ( 4 و 5 ) . در اصل : خربوزه . ( 9 ) . در اصل : تنهاى .
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 105 | حاج محمد تقى جورابچى / على قيصرى