تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
چون هركس مىخواهد به يك جاى وارد شود بايد از درش داخل شود و ما هم باب تقرّب حضرت سيد الشهدا عليه السلام و برزخ ميان رعيت و امام آن بزرگوار بود اوّل از آن در داخل شديم . اميدواريم كه از درگاه خودشان ما را نااميد نفرمايند . و بعد از آن رفقا عازم نجف شدند حقير نرفتم بعد از مراجعت رفقا از نجف اشرف گفتم كه من چند ماه اينجا خواهم ماند « 1 » ، ده سال است كه آرزو كشيده‌ام حالا قسمت شده و آن « 2 » را هم چند روز بمانم ، نمىشود چون هوا گرم بود و تابستان در پيش بود هرچه رفقا و سايرين گفتند كه از گرما نتوانى بمانى ناخوش مىشوى گفتم جميع مردم در پاييز و زمستان زيارت مىآيند و استراحت خودشان را ملاحظه مىكنند و در زيارت اين بزرگوار هرقدر زحمت زياد باشد آنقدر اجرش بيشتر مىشود ، مىخواهم كه تابستان را مانده و هواى گرم عربستان را ديده باشم . هرگاه اجل درك نمود غير از اين اماكن مقدّسه كجا هست كه بمانم و علاوه اين‌قدر مخلوق در اين‌جاها هست من [ هم ] مثل اينها . و در آخر رفقا ديدند كه ماندنى هستم وداع نموده آنها عازم شدند « 3 » و حقير تنها ماندم چون جميع مقصودم غير از مجاور بودن و دخيل آن آستانه مباركه شدن چيزى ديگر نبود تنها ماندن را و زحمت كشيدن را سهل ديدم و در 9 ربيع الاول با گارى « 4 » عازم نجف اشرف شده و جدى و سرورى بىاندازه داشتم كه خداوند عالم توفيق داده كه خودم را به اين‌روضات مقدسه رسانيده و خاك آن آستانه را عوض توتيا به چشم بكشم الحمد اللّه « 5 » قسمت شد و در ايوان مقدس اين بيت نوشته بود :
اين بارگاه كيست كه گويند بىهراس * كى اوج عرش سطح حضيض تو را مماس
در اوّل رواق به حضرت رسول اللّه عليه و آله سلام داده وارد رواق دوّم شده اذن دخول گرفته در آن آستانه مقدس به خاك افتاده و صورت خود را به زمين حرم ماليده با عجز و انكسار بعد از سلام عرض حاجت و استدعاى طلب مغفرت از گناهان خود نموده و طواف كعبه حقيقى نمودم كه منتهاى آرزوى من
هامش
( 1 ) . در اصل : داد . ( 2 ) . در اصل : او . ( 3 ) . در اصل : شدم . ( 4 ) . در اصل : قارى . ( 5 ) . در اصل : للّه الحمد .