تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
امان نداده ، در سال ست و تسعين و ثمان مائه . قورخمس بيك كه از كبار بايندريه بود و از فضايح افعال صوفى [ خليل ] آزرده خاطر ، راه وفاق و شيوهء صداق [ 553 ] نسبت با سليمان بيك [ بيژن ] پيش گرفت ، و صوفى به وان رفت [ و ] از عقب عز الدين شير كرد فرستاد . سليمان بيك واقف گشت و سر راه بر او گرفت و غالب آمد . در شبى [ كه ] صوفى خليل به قراولى رفت دوچار جهانشاه بيك ، ايشيك آقاسى سليمان بيك شد و او را كشت و به جنگ قلعه رفت . « شعر »
چو جنگ اندر آن معركه درگرفت * اجل باز خون خوردن از سر گرفت
دگر باره شمشير خونريز شد * چو مهرش به خونخوارگى پير شد
شد از ساقى مرگ عالم خراب * كدويش سر و باده‌اش خون ناب
از جانب راست ، بايسنقر ميرزا و صوفى خليل و بكر بيك حمله كرده مقابل را برداشتند ، و صوفى خليل بر سليمان بيك حمله آورد از جاى نرفت . صوفى به عقب او درآمده مردم را پراكنده كرد ، در اين وقت بكر بيك را و بايسنقر ميرزا را انداختند سليمان بيك ، رضا به قتل ميرزا نداد . در احوال صوفى [ خليل ] اختلاف است ، بعضى گويند كه در عقب كه رفت به قتل آمد ، و بعضى گفته‌اند بيرون رفت ، معلوم نشد كه چگونه به قتل آمد . اين واقعه در رمضان ست و تسعين و ثمان مائه ( 896 ) بود . به تبريز رفتند « 1 » قور خمس بيك امير الامراء شد و خواجه روح اللّه شالكانى قزوينى ، باباى مادرى مؤلف وزير شد ، و فارس را به منصور بيك پرناك دادند .

احوال سليمان بيك بيژن

چون سليمان بيك دفع صوفى [ خليل ] نمود بايسنقر [ ميرزا ] را به تخت نشانيد ، و رستم بيك پسرزادهء حسن بيك وارث ملك در قلعه النجق در بند بود ، و دايم خود را به
هامش
( 1 ) . لب التواريخ ، ص 367 ، « . . . و سليمان بيك صاحب اختيار گشت و به تبريز آمد » .