تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
روزگار مىگذرانيدند ، و دستور العملى از آن پادشاه مرحوم در اين عالم ماند و قانون حسن بيگى نام كردند و به همان طرز و قاعده منظور است ، و در شجاعت و دليرى همچو اوست سلاطين چنگيزيه و تيموريه . اين پادشاه را سه فتح عظيم روى داد [ 541 ] كه كمتر كسى را ميسّر شده . اوّل فتح جهانشاه ، و دوم پسرش حسنعلى ، و سيوم سلطان ابو سعيد كه اينها به محض توفيقات و تأييدات است نه به شمشير و تير . اول ، جهانشاه با آن جاه و جلال و عظمت با پنجاه هزار مرد كه در نخجوان سان داد و امير كبير را دو هزار كس بود ايشان هم اكثر بىيراق . ديگر يكصد و پنجاه هزار مرد در قلعه النجق زر را به سپر گرفتند ، و يك دم جهت آن بدسير ايستادگى نكرده ، خيمه و خرگاه را گذاشته رفتند . ثالثا ، سلطان ابو سعيد كه در سلطنت و ابّهت همچو اوست چنگيز و تيمور و ديگر كسى نه ؛ با دويست و هشتاد هزار مرد آمد و يك كس را مدد به دو نرسيد ، و امير كبير دوازده هزار كس داشت . و از همه عجيب و غريب‌تر اين بود كه چون خبر فتح قرا حميد * بدان طرز و قاعده كه به روميان واضح گشت ، و اين مردم مزور و محيل‌اند فكرها كردند ، و والى روم با صد هزار كس آمد . « شعر »
ز سم ستوران دادى نورد * به ضرب تكاپوى اهل نبرد
همه سنگ و ريگ بيابان و دشت * بساويد و بر ديده‌ها سرمه گشت
فتاد آن چنان آتشى پر شرر * كه مىسوخت از تاب آن خشك و تر
امير كبير را چون قوّت و قدرت مقابله نبود از گوشه و كنار خود را بدان مردم زد و اكثر را به قتل آورد ، و باقى به هر طرف كه رفتند از مردم امير كبير شكست ديدند . اين همه فتوحات به توفيق كردگار و عنايت پروردگار بود . ديگر آورده‌اند كه در روز مصاف و سان لشكر محاربهء جهانشاه حكم فرمود كه هر كس را شانه در روى بند شود بدين جنگ آيد . شخصى كوسه بود و مىخواست كه در آن جنگ باشد ، شانه را بر روى خود فرو برد و جراحت كرد ، و هنوز عارض او را در نسخهء سان نمىنوشت . اتفاقا ، به خود سر آمد و جهانشاه را او گرفت و كشت و سرش
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 75 | بوداق منشى قزوينى / محسن بهرام نژاد