تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
به جانب قراباغ رفتند و سلطان از عقب رفت . كسى را كه بختش ياور است فتحش در خور است ، و آن كس را كه بخت تيره گشت دولتش خيره گشت . امير كبير را دوازده هزار مرد بود ، سه هزار را گزين كرد و نزد خود داشت ، و باقى را به چهار حصّه كرد و جوانب بديشان سپرد ، نگذاشتند كه مرغى از اردو بيرون رود يا درآيد ، و از شروان قوت مىآوردند منع شد به نوعى كه اسبهاى خاصهء پادشاهى چهل روز جو نخورد « 1 » ، و هر جنگ كه شد ظفر از جانب امير كبير بود . روزى امير مزيد و حسين ديوانه و شيخ حاجى و شيخ بهلول و اولاد عليشكر با چهل امير در كنار اردو به غزا مىانداختند كه به يك بار همچو شكارى در ميان گرفتند و يكى بيرون نرفت ، و مدار حيات سلطان [ ابو سعيد ] بر امير مزيد بود ، پادشاه عاجز شد مادر را به شفاعت روان كرد . * شخصى عرضه‌اى نوشت و انداخت كه زنهار صلح را قبول نكنى كه عجز ايشان از حد بيرون است و به اندك توجهى مىگريزند . حسن بيك به مادرش گفت كه پسرت اگر صلح مىكرد محلى مىبايست كرد كه من مراد [ بيك ] را به در خانه‌اش فرستادم آن نامراد را لت كرد و روان ساخت . « 2 » اين بگفت و سوار شد و به اردو درآمد . همه كس پى جنگ و جدل آمدند و امان يافتند ، و منادى فرمود كه هر كس ملازمت يادگار محمد ميرزا مىخواهد بيايد و هر كس نمىخواهد خط امان ستاند و رود . جوق جوق مىآمدند و محفل مىكردند و مهر مىشد و دعا كنان مىگرفتند و مىرفتند . زينل ميرزا و سلطان خليل و شاه على بيرامى [ 544 ] از عقب سلطان ابو سعيد رفتند و او را گرفته آوردند . امير كبير از اتاق بيرون رفت و استقبال نمود و عذر طلبيد ،
هامش
( 1 ) . آذوقه و غلهء سپاه آق قويونلو از شروان تأمين مىشد . اما ، چون فرخ يسار شيروانشاه شروانى در اتحاد با سلطان ابو سعيد گوركانى قرار داشت براى حفظ اين دوستى و اتحاد ، فروش غله و آذوقه به آق قويونلوها را منع كرد . ( ر . ك : كتاب ديار بكريه ، صص 481 تا 484 ) ( 2 ) . در كتاب ديار بكريه شرح سفارت مراد بيك - برادرزادهء اوزن حسن - به نزد سلطان ابو سعيد به تفصيل آمده است . ( ر . ك : همان منبع ، صص 473 تا 486 ) .