تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
تومان از خزانه بيرون آورد و قسمت كرد و كارى نساخت و جمعى را به كشتن داد ، و بعد از قتل پدر باز برون آمد « 1 » ، و صد و هشتاد هزار كس بر سر خود جمع كرد و به تبريز رفت و از فسق تتمه فرو نگذاشت . در مرند [ 539 ] خبر امير كبير شنيد كه بر سر او مىآيد مضطر شد ، در يك شب چهل هزار كس گريختند و خيمه‌ها خالى ماند و حسنعلى به جانب اردبيل بيرون رفت « 2 » ، و در اين حالت خبر به دو رسيد كه سلطان ابو سعيد به رى آمده استقبال كرد . هنوز پنجاه هزار كس داشت . سلطان فرمود كه تخت تبريز است بدآنجا برو كه ما از عقب اوزن حسن مى رويم تا او را از ديار بكر بيرون كنيم . * چون آن بىدولت به تبريز رفت آغاز فسوق نهاد و عيال مسلمانان را مىآورد و به نوعى مردم را از خود رمانيد ، [ و ] « 3 » اگر فى المثل سلطنت به دو مىرسيد [ مردم ] « 4 » اطاعت نمىكردند . « 5 » چون خبر هزيمت مغول و گرفتارى سلطان ابو سعيد آمد اين ديوانه از جانب همدان بدر رفت ، و شاه محمد بيك و جهانگير بيك كه از دنباله رفتند به فرمودهء امير كبير گرفته پاره پاره كردند و دولت اين طايفه به سر آمد . « 6 »
هامش
( 1 ) . ايضا ، ص 438 ، « دو سال حسن على بنابر طغيان و عقوق پدر در قلعهء ماكو مقيد بود چون خبر فوت پدر و خروج اولاد اسكندر و وقوع فتن و انقلاب به دو رسيد از قلعه بيرون شد » . ( 2 ) . قبل از آنكه ميان سپاه قراقويونلو و آق قويونلو در محل مرند جنگ درگيرد ، حسن على دو بار رسول و ايلچى همراه با هدايا و بيلكات به نزد اوزن حسن فرستاد و اظهار مصادقت و مصاحبت نمود . اما ، حسن بيك سخنان او را گزاف و بىاساس دانست و براى نابودى او كمر همت بر ميان بست . ( ر . ك : كتاب ديار بكريه ، صص 460 تا 461 ) . ( 3 ) . تصحيح قياسى . متن : كه . ( 4 ) . تصحيح قياسى . متن : كه مردم . ( 5 ) . براى آگاهى بيشتر از كردار و رفتار و فسق و فجور حسنعلى در تبريز رجوع شود به : كتاب ديار بكريه ، صص 459 تا 460 . ( 6 ) . لب التواريخ ، صص 357 تا 358 ، « در همدان با سپاه مظفّر كه مقدم ايشان اغرلو محمد بن حسن بيك بود مصاف كرد و گرفتار شد ، در ماه شوّال سنهء 873 خود را بكشت . . . » .
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 72 | بوداق منشى قزوينى / محسن بهرام نژاد