و با وجود آنكه بر سر خصم مىرفت شب زنده بود و روز مرده . « 1 »
« شعر »
اين چنين شب زندهدارى مردگيست * گرميى كو از مى است افسردگيست
زندهدارى شب آن كس را رواست * كه دو چشمش ديدهبان خصمهاست
باز جهانشاه ايلچى را روان كرد و از فرزندان طلبيد . حسن بيك جواب داد كه سبحان اللّه ، دايم شما عرض مسلمانان را مىبريد ، با وجود كبر سن جهانشاه حركات شنيع از او سر مىزند و صفت شياطين دارد ، اگر غيرت شما مىبود اسكندر دو كس از زنان پدر كه حكم مادر دارند نكاح نمىكرد ، و جهانشاه اگر مسلمان مىبود خواهر زن خود را دست نمىكشيد ، و با زنان برادر فساد نمىكرد ، و بدين [ 538 ] شأن شمع به دست مىگيرد كه ديگرى لواطه كند . « 2 »
اين اخبار كه به ميرزا جهانشاه رسيد توجه كرد و آمد . چون فال مصحف گشاد اين آمد ،
« اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى »
« 3 » . معلوم است كه فرعون ، جهانشاه است . اول ، قاسم پروانجى را فرستاد « 4 » كه پروانهوار خود را بر آتش دولت زند ، [ اما بر ] مردم سلطان خليل دوچار شده پر و بال پروانجى را در هم سوختند ، و در اين وقت امير حسن بيك پنج هزار كس داشت و امير جهانشاه پنجاه هزار . وقت كار ، حسن بيك به اردو درآمد و فى الفور شكست داد .
« شعر »
بدى مجلسش رشك حور و قصور * مزيّن به عيش حضور و سرور
نديده به عمرى دمى روز غم * نرفته بر او از زمانه ستم
همه روز در خواب غفلت بدى * همه شب به عيش و به عشرت بدى
نه پرواى ديوان و درگاه داشت * نه باكى ز آه سحرگاه داشت
هامش
( 1 ) . تاريخ جهان آرا ، ص 250 ، « چنانچه پادشاه روم او را شب پره نام كرده بود » .
( 2 ) . ايلچى جهانشاه محمد سفرهچى نام داشت و ابو بكر طهرانى شرح سفارت او را به تفصيل آورده است . ( ر . ك :
كتاب ديار بكريه ، صص 414 تا 416 ، ايضا ، احسن التواريخ ، ج 1 ، صص 454 تا 456 ) .
( 3 ) . سورهء طه ( 20 ) ، آيهء 25 .
( 4 ) . ابو بكر طهرانى ، قاسم پروانجى را « . . . از جمله اشاقان و مقربان و معتمد الملك و المال » ميرزا جهانشاه قراقويونلو نام برده است . ( ر . ك : كتاب ديار بكريه ، ص 419 ) .