به يكبارش آيينهء ملك و جاه * ز آه ستمديدگان شد تباه
ز بس قطره كافتاد در روزگار * ز چشم فقيران آشفته كار
به يك لحظه شد جمع و سيلاب گشت * ز بن كند و بردش به دريا و دشت
ز بس خون مردم كه خورد از ستم * ز حلقش روان گشت با صد الم
جهانشاه گريخت و بىسر و پايى سرش را بريد .
« فى التاريخ »
اردوى جهانشاه بهادر نويان * با آن همه اسباب و زبر دستى و پشت
ثانى عشر شهر ربيع الثانى * ويران شد و تاريخ « حسن بيك بكشت » ( 872 ) « 1 »
عمرش هفتاد سال ( 70 ) ، مدت سلطنت سى و دو سال ( 32 ) ، مدفن در مظفريهء تبريز . پنج پسر داشت : پير بوداق و حسنعلى و ابو القاسم و محمّدى و يوسف . پير بوداق در زمان پدر رفت و حسنعلى بعد از پدر و محمدى در جنگ « 2 » و ميرزا يوسف مكحول شد و ابو القاسم به دست برادرش حسنعلى به قتل آمد . « 3 »
احوال حسنعلى بن جهانشاه
در ايام پدر بيست و پنج سال محبوس بود ، چون پدر به هرات رفت بيست و پنج هزار
هامش
( 1 ) . ابو بكر طهرانى اين دو بيت را در تاريخ قتل ميرزا جهانشاه گفته است . وى در اثر خود چنين مىنويسد : « . . . زبان حال از براى تاريخ بدين دو بيت ناطق گشت . » ( كتاب ديار بكريه ، ص 426 ) ، و نيز در تاريخ مرگ جهانشاه آمده است :شد كشته جهانشاه شه ملك ستان * در روى زمين بد او خداوند جهاناو كشته شد و جهان خراب از مرگش * تاريخ وفات او « خرابى جهان »( ر . ك : احسن التواريخ ، ج 1 ، ص 466 )
( 2 ) . محمدى ميرزا در جنگ كشته نشد ، بلكه به اسارت سپاه حسن بيك درآمد و پس از سه روز چون خبر كشته شدن پدرش ميرزا جهانشاه محقق گشت ، حسن بيك به قتل محمدى ميرزا فرمان داد .
( ر . ك : كتاب ديار بكريه ، ص 429 و روضة الصفا ، مجلد 6 ، ص 857 )
( 3 ) . براى اطلاع بيشتر از چگونگى قتل ابو القاسم ميرزا به دست برادرش حسنعلى ، رجوع شود به : كتاب ديار بكريه ، صص 451 تا 453 .