علاء الدوله آمد ، و ميرزا پير بوداق از شيراز آمد و سلطان [ ابو سعيد ] از ماوراء النهر « 1 » متوجه هرات شد ، و در اين حالت خبر آمده بود كه حسنعلى ديوانه به تخت تبريز آمده ، ميرزا جهانشاه ضرورتا صلح كرد و عود نمود و امراء را پيش او فرستاد كه اگر آن بىسعادت مىخواهد كه از خون او درگذرم هر كس او را بدين معنى بازداشته گرفته فرستد . خواجه شمس الدين حسينى وزير را زنده و بعضى را سر بريده روان كرد و او از دنبال آمد ، مىخواست او را بكشد [ 536 ] مادرش شفاعت كرد ، در آخر مادر را كشت . « 2 »
ميرزا جهانشاه به فارس رفت و اين وقتى بود كه ميرزا پير بوداق در بغداد بود ، از ديوان حافظ در باب پير بوداق فال گشادند اين بيت آمد .
« بيت »
سينه گو شعلهء آتشكدهء فارس بكش * ديده گو آب رخ دجلهء [ بغداد ] « 3 » ببر
بعده شروع به احوال ميرزا پير بوداق شود . پسر ارشد جهانشاه او بود . اوّل احوال آنكه در وقتى كه پدر در قم بود او به شيراز رفت ، و سنجر ميرزا « 4 » را در كرمان مكرّر هزيمت داد و به ميرزا يوسف برادر خود داد ، و در وقتى كه پدرش در خراسان بود از راه يزد پيش پدر رفت و پدر را خوش آمد و از نيشابور رخصت يافت باز به شيراز آمد . ميرزا جهانشاه كه در اصفهان قشلاق كرده بود ، تمرّد پير بوداق به دو معلوم شد ، و در بهار به شيراز رفت ، و فرمود كه بعد از وصول پير بوداق به شوشتر رود و از آنجا به عراق عرب . * در آنجا لواى خلاف افراشت ، و الفاظ قبيح در باب پدر مىگفت و صحبت با ملاحده مىداشت ، و صوم و صلات ترك داد ، و قواعد اسلام از ميان برداشت و محرم و نامحرم
هامش
( 1 ) . تصحيح قياسى . در تمام صفحات كتاب « ماورالنهر » آمده است ، تصحيح شد .
( 2 ) . براى اطلاع بيشتر رجوع شود به : قاضى ابو بكر طهرانى . كتاب ديار بكريه . تصحيح نجاتى لوغال و . . . ، تهران ، 1356 ش ، صص 360 تا 361 . ايضا ، تاريخ جهان آرا ، ص 249 .
( 3 ) . تصحيح قياسى بر اساس ديوان حافظ . نسخهء قاسم غنى و علامهء قزوينى . تهران ، 1367 ش ، ص 179 ، متن :
به بغداد .
( 4 ) . سنجر ميرزا از اقارب ميرزا بابر نوادهء تيمور گوركانى بود ، و پس از تصرف شيراز و كرمان از سوى ميرزا بابر بر آنجا حكومت مىكرد . ( ر . ك : كتاب ديار بكريه ، صص 337 تا 340 ) .