ايضا ، حبيب السير ، ج 3 ، صص 184 تا 185 .
كتاب ديار بكريه ، صص 348 تا 349 .
لب التواريخ ، صص 327 تا 332 .
ص 67 - ابو بكر طهرانى در كتاب ديار بكريه در اين باره چنين مىنويسد :
چون ، « سخن صلح در ميان افتاد والدهء پير بوداق به التماس پسر واسطهء صلح گشت و بر آن قرار يافت كه پير بوداق از براى مصلحت حفظ [ و ] صيانت ناموس پدر ، شيراز را تسليم كند و به جانب تستر توجه نمايد و بعد از چندگاه كه آثار طغيان و عصيان از وجنات احوال او زدوده گردد و بر عالميان واضح و لايح شود كه اوامر و نواهى پدر را امتثال نموده و از مهالك عقوق به مسالك رعايت حقوق آمده باز به ايالت شيراز عايد گردد . چون پير بوداق به جانب تستر رفت و شيراز در تحت ضبط قرار يافت ، جهانشاه ميرزا طمع در مملكت كرد و با فرزند نقض عهد نموده پيغام كرد كه بايد از آن جا به بغداد رفتن و از شيراز طمع بريدن . » ص 366 . ايضا ، روضة الصفا ، ج 6 ، ص 853 .
ص 72 - عبد الرزاق سمرقندى در اين باره شرح دقيقترى آورده است . او مىنويسد ( به اختصار ) : حسنعلى پس از آمدن به اردبيل بر مرد تقوى شيخ جعفر صفوى وارد شد و در سلك آستان او درآمد ، و پس از دو ماه چون خبر ورود سلطان ابو سعيد گوركانى را به سلطانيه شنيد در معيت شيخ صفوى به سلطانيه آمدند ، و مدتها ميان اين سه شخصيت گفتگو بود . ابو سعيد چون دانست تبريز در تصرف اوزن حسن نيست ، حسنعلى را ترغيب ساخت تا به تبريز بازگردد .
( مطلع السعدين ، ص 327 ، ايضا ، كتاب ديار بكريه ، ص 467 )
ابو بكر طهرانى مىنويسد : سلطان ابو سعيد « . . . حسنعلى ميرزا را با نشان سلطنت آذربايجان روانه ساخت » .
( كتاب ديار بكريه ، ص 472 )
ص 75 - قرا حميد نام سلسلهاى از اميرنشينان تركمان در ولايت قرامان است كه در
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: بوداق منشى قزوينى
ص٢٥١