امتداد ساحل جنوبى آناتولى مستقر بود و مركز آن « آغريدور » قرار داشت . نام اين سلسله از نام بنيانگذار آن « حميد بيگ » كه از امراى تركمان از عشيرهء تكه بود اقتباس شده است . اين اميرنشين در همسايگى « قرامانيان » واقع بود و بارها درگيرىهاى سختى ميان آن دو اميرنشين بوقوع پيوست و در اين ميان سلسلهء بنى حميد صدمات بسيارى را متحمل شد . به دنبال ظهور عثمانيان و بسط قدرت آنان در آناتولى ، سرزمينهاى بنى حميد به خاك عثمانى ضميمه شد و امراى اين سلسله با منصب اميرى به خدمت عثمانيها درآمدند .
رجوع شود به :
( شاو ، استانفورد ، جى : تاريخ امپراتورى عثمانى و تركيه جديد . م . محمود رمضانزاده تهران ، 1370 ش ، ج 1 ، ص 37 )
ص 76 - مير خواند در اين باره چنين مىنويسد :
« . . . ميرزا جهانشاه با صد درد و داغ روى به دره نهاد و مجهولى از لشكريان اسكندر نام در عقب او روان شد و چون به وى رسيد ميرزا جهانشاه از بيم جان نام خود را بر زبان آورد و آن شخص به او التفات نكرد و فى الحال او را هلاك گردانيد و جامههاى قيمتى او را پوشيده سرش از فتراك بياويخت و مهمى چنان ساختهء به لشكرگاه مراجعت نمود . . . امير حسن بيك از آن قضيه استفسار نمود اسكندر صورت حال را بر نهجى كه مسطور شد تقرير كرد و ميرزا حسن بيك فرمود تا جمعى در آن راه احتياط نموده سر ميرزا جهانشاه را به درگاه آوردند . . . » .
( روضة الصفاء ، ج 6 ، صص 856 تا 857 )
ابو بكر طهرانى مىنويسد : چون سر و بدن ميرزا جهانشاه از روى شواهد درست شناخته شد « . . . سر را به طرف خراسان به پاى تخت سلطان ابو سعيد ميرزا فرستادند و بدن را به مزار قرا يوسف روانه كردند » .
( كتاب ديار بكريه ، ص 426 )
ص 78 - شخصيت امير مزيد [ امير سيد مزيد ارغون امير جلال الدين مزيد ارغون ]
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: بوداق منشى قزوينى
ص٢٥٢