سعادت آباد آمدند ، و چون ساعت شناسان ساعتى تعيين نموده بودند كه به دولتخانه آيند « 1 » بنابر آن از باغ به خانهء خلفا « 2 » رفتند ، و آن دون دنى با آن مال و شكوه و اعتبار مطلقا در مقام خدمت درنيامد ، و با وجود آنكه اندك خدمتى كرده بود [ 679 ] و به كليّه ضايع كرد ، و به عرض پادشاه رسانيدند كه بعد از فوت سلطان حيدر خيالات كرده و انديشهها نموده . با وجود اين ترحم فرمودند و مقرر شد كه به مشهد مقدّس رود و قورچى باشى قورچيان مشهد باشد ، و اموال و اسباب او را كه بر دويست شتر بار كردند شفقت كرد ، و خلفا را سى تومان مواجب بود نگفتند كه اين همه اسباب از كجا به هم رسيد ، و جاى او را به بلغار خليفهء روملو « 3 » دادند با هزار تومان مواجب و خلعتى چند كه هرگز به امراء نداده بودند . *
و قلى بيك افشار كه والى كرمان بود قورچى باشى شد كه هيچ كس را در مهم قورچى دخل نباشد ، و هر قورچى كه عرض حال داشته باشد به دو گويد ، و اگر بىادبى كرده به پادشاه خود عرض كند اخراج باشد .
در باب امير اصلان سلطان آنكه ، فرزندان او كه در قلعه خدمت پادشاه مىكردهاند در كمال بىادبى بودهاند ، و اصلا پادشه زادگى منظور نبوده و اقوام او سخنان بىادب مىگفتهاند ، و به دو اعلام كردند كه آن سه چهار كس كه سلوك ناهموار مىكردهاند به جزا و سزا رساند . او تغافل كرد ، بنابراين از شفقت خسروانه محروم ماندند از اردو بيرون كردند و شوشتر نامزد شد ، و در اين ايام هر چند كه از جانب قلعه پادشاه كتابات از روى تواضع به امير اصلان مىنوشته يكى را ملتفت به جواب نمىشده ، لاجرم به سزاى خود رسيد . و پادشاه از خانهء خلفا كه بيرون رفت به خانههاى شاه قلى سلطان يكان آمد .
هامش
( 1 ) . خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 621 ، ( به اختصار ) : يكى از اين ساعت شناسان مولانا الياس اردبيلى نام داشت ، و در علم نجوم سرآمد عصر خود بود . وى ساعت جلوس پادشاه جديد را در بيست و هفتم شهر جمادى الاول سال ( 984 ) قرار داد ، و تا آن روز اسماعيل ميرزا مىبايستى صبر اختيار كند .
( 2 ) . همان منبع ، همان صفحه ، « حسين قلى خلفا روملو » .
( 3 ) . احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 627 ، « نور على خليفه ولد بلغار خليفهء روملو . . . » .
ايضا ، خلاصة التواريخ ، ج 2 ، ص 622 .