تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
و گر بخشى به من اين گنج قارون * نگويد هيچ كس كاين چند و آن چون
بعد از رفع مناجات به قاضى حاجات [ 676 ] روى تضرع آورد ، و در ضمير منير قرار داد كه چون سلطنت به دو قرار يابد اوّل ، حاجت محتاجان برآرد و دفع ظلم از مظلوم نمايد ، و هر كس در ايام پدر جفا ديده باشد و محنت كشيده به لطف و كرم ، دل شكستهء او را درست سازد . از جمله ، مؤلف ، بوداق منشى كه در ايام پادشاه مرحوم ، بىگناه و بىجهت جفاها ديدم و شكنجه‌ها كشيدم و به دفعات ، قريب هفت صد تومان دادم . امّيد كه حق تعالى و تقدس بر دل رحيم اين پادشاه صاحب مروت اندازد كه تفصيل احوال از اين دردمند مستمند گوش كند ، بحرمت محمد و اولاد محمد . باز شروع شود بر احوال خير آمال كه چون يوزباشى حاضر شد و شرح را گفتند كس به طلب خليفه انصار رفت ، و پيغام برد كه اى خليفه ، اگر در غلامى ثابت قدمى و صادق دم بسم اللّه ، اخلاص خود را ثابت و ظاهر ساز . چون رسول رفت ، اول معتمدان خود را فرستاد و بعد از زمانى خود آمد و گفت : « بيت »
من بندهء فرمانم گر خواند و گر راند * شمشير و كفن بر كف گر مىكشد او داند
پادشاه جهان و معدن كرامت و احسان همه تقصيرات او را عفو كرد و از جرايم او گذشت و نويد الطاف داد ، و داروغگى تبريز به پسرش شفقت شد . مردم زمانه از اين رهگذر و مروت انگشت حيرت به دندان گرفتند و همه را سبب اميدوارى شد ، و دانستند كه دل مباركش بر خلقان رحيم است . با خليفه و يوزباشى و مردم قلعه در حرف بود كه آيا چون شود طايفهء استاجلو قوت دارند و اكثر بديشان زبان داده‌اند ، سلطان حيدر را به سلطنت برمىدارند . در اين سخنان بودند كه فرياد برآوردند كه جلال اغلى آمد و خبر قتل سلطان حيدر آورد . پادشاه جهان شكر يزدان به جا آورد و حمد و ثنا گفت و سلطنت را به خود قرار داد . « بيت »
من شكر چون كنم كه همه نعمت توام * نعمت چگونه شكر كند بر زبان خويش