تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
در جانب قم گرفتار بود در وقتى كه به اردو مىآوردند خود را كشت و و اصل جهنم شد ، و محمد بيك قوينچى اغلى قاتل سام ميرزا « 1 » و فرزند القاس ميرزا پيش پيرى بيك رفت ، در وقتى كه امير خان موصلو به ورامين بر سر پيرى بيك رفت و او را كشت ، [ محمد بيك ] قوينچى اغلى را گرفته آورد و محبوس است ، و اصل جهنم به اتفاق حسين بيك خواهد شد . نقل : مؤلف نسخه بوداق منشى ، شبى در خواب ديدم كه غالبا روز قيامت است و جمعى بر سر شخصى جمعيت كرده‌اند و مىپرسم كه اين كيست ؟ مىگويند ، شمر ذى الجوشن است ، متوجه به ديدن او شدم ، ديدم قوينچى اغلى است و هر كس مىرسد تف بر او مىاندازد و آن تف همان دم جراحت مىشود ، و جمعى ديگر مثل دلو مهدى قلى و سارولاجين ولد شاه قلى سلطان و برادرش و مراد خان ولد پيره محمد و فقيه و ورمزيار به جانب قلعه رفتند و حال آنكه قراول و پيش رو و پيش دو اينها بودند . اوّل ، آن خيرك ورمزيار به قتل آمد و فقيه هم و سارولاجين و برادر كه به قزوين آمدند كشته شدند . غرض كه بدبختى هيچ كدام مخفى نماند ، هر يك به نوعى كشته گشت و پاك و صاف شد و خواهد شد [ 674 ] .

آغاز سلطنت و جهاندارى شاه اسماعيل بن طهماسب الحسينى

به نام خدايى كه از نام اوست * كه ما را توانايى و گفتگوست
خداوند كل آشكار و نهان * نهان و آشكارا به نزدش عيان
طراز سر نامه بود از نخست * به نامى كز او نامها شد درست
خدايى كه اميد و آرام از اوست * دل مرد جوينده را كام از اوست
پديد آور هر چه آمد پديد * رسانندهء هر چه خواهد رسيد
كسى را كه او كرد فيروزبخت * رساند به دو كشور و تاج و تخت
هامش
( 1 ) . قاضى احمد قمى در اثر خود ، مسألهء دربند شدن سام ميرزا و چگونگى مرگ او را به تفصيل آورده است . در اين باره رجوع شود به : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، صص 553 تا 556 .