تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
خليفهء مهردار سر راه گرفته تفنگ انداختند و ارادهء جنگ كردند ، از اينجا بازگشته از راه پنجه على روانه شدند . در بالاى بام پنجه على عزبان خزانه و غازيان عربگيرلو تفنگچى چند انداختند دفع نشد گذشتند ، و به دولتخانه رسيده درها را شكسته درآمدند ، و غوغا و فرياد به فلك اطلس رسيد و شبى بود كه از روز محشر نشان مىداد . جماعتى كه از دولت اين پادشاه سالها راحت و فراغت كرده بودند اسب بر سر اهل و عيال او تاختند ، و بر در و پنجرهء حرم تفنگ و تيرباران نمودند ، و جسد پادشاه در شروانى نهاده صد بار بر سر او اسب راندند . و مطلقا بر جانب او نگاه نكردند ، و درختهاى باغچه كه هر كدام پيوند جان بود در هم شكستند ، و قورچيان را راندند و جمعيت پيش ميدان اسب شد تا آنكه سر سلطان حيدر را به باغچه انداختند . « 1 » اين صورت كه ملاحظه شد ديگر تاب نياورده بيرون آمدند ، در حالت گير و دار از طايفهء ذو القدر و ملازمان مهردار جمعى خود را از ديوار انداختند بغايت مدد شد و زال را به تفنگ زدند ، و فرخ بيك برادرش در ميانهء قورچيان كمك بود برادر را به خانه برد ، جمعى واقف شده به خانه‌اش رفته بيرون آوردند و كشتند ، و فرخ بيك پيش شمخال آمد ، او هم به قصاص رسيد ، و اين جماعت كه از دولتخانه بيرون آمدند مضطرب و حيران اگر باز به خانهء خود مىآمدند مشكل بود . زمانه ايشان را گور دگر ساخت ، از شهر بيرون رفتند كسى موافقت نكرد هر كدام از گوشه [ اى ] رفت . حسين بيك با رفقا [ 673 ] سرگردان بود ، همه از يكديگر جدا شدند و تغيير لباس كرده به وضع قلندرى درآمدند . سلطان مصطفى را حاجى ويس بيات گرفت و به درگاه آورد ، و حسين بيك گرفتار خواجه فرخ وزير امير اصلان شد ، و ولد معصوم بيك ، خواجه بيك نام را سيد حسن فراهانى كه سابقا وزير بود آورد . ولد معصوم بيك ، صدر الدين خان از قزوين بيرون نرفته بود آمد ، و سلطان على بيك پروانچى كفش پسر شاه على سلطان كه مبالغهء او از همه زياده بود به قتل رسيد ، و على خان گرجى هم به قتل آمد ، و حبيب بيك عمّ حسين بيك
هامش
( 1 ) . براى اطلاع بيشتر از خصوصيات و چگونگى قتل شاهزاده حيدر ميرزا رجوع شود به : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، صص 605 تا 606 .