تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
مواجب مستوفى كل به دستور پانصد و بقايانويس را دويست تومان مقرر گشت ، و قسم دادند كه دوشلكات « 1 » را جهت خاصه ضبط كنند . و وزراء [ 670 ] در مهم خود كارى نساختند با وجود آنكه سيد حسن در تقرير و [ سخن‌دانى ] « 2 » نيكوست و قبل از وزارت در كمال اعتبار بود ، چون بدين امر دخل كرد در مدت يك سال ، يك مهم نتوانست كه عرض كند ، و جمال الدين على هرگاه كه به سخن درمىآمد نواب اعلى مىفرمودند كه خواجه سخن را قرقره مىكند . هر دو مضحكه شدند و بعد از يك سال معزول شده مسترد مواجب شد . مستوفيان به حال خود بودند و ميرزا شكر اللّه در كمال اعتبار و شأن استيفاء را كرد . چنانچه كسى انگشت اعتراض به حرف او نتوانست نهاد و رشد او روز به روز زياده گشت .

لطيفه در باب قزوينى

در زمان حسن پادشاه مردم قزوين به درگاه او رفتند كه عرض حاجت نمايند ، و سركرده و كلانتر خواجه جان تاجان نام داشت . يك روزى گفتند كه پادشاه به سير باغ عشرت آباد مىرود كه با دل خرم و خاطر شاد صحبت دارد . اصحاب و اعزّهء قزوين سر راه بر پادشاه گرفتند . خواجه جان كلانتر از رفقا جدا شد و بر سر راه مسجدى بود و در بزرگى داشت كه ناظر به كوچه و راه‌رو بود و حلقه‌اى بر آن در بود . در اين وقت كه پادشاه رسيد بندگان خواجه انگشت وسطى را به حلقه فرو بردند كه هر چند زور كرد بيرون نيامد ، و اصحاب تردد كرده او را يافتند . در اين وقت پادشاه رسيد و خواجه را بدين حال ديد و احوال بپرسيد كه اين چه كس است و اصحاب و امراء و اعيان در خنده
هامش
( 1 ) . منظور دوشلك حكمى و دوشلك استصوابى است . در اين باره رجوع شود به : ميرزا سميعا . تذكرة الملوك . به كوشش دكتر سيد محمد دبير سياقى . تهران ، 1368 ش ، صص 43 و 65 . ايضا ، مينورسكى . سازمان ادارى حكومت صفوى ( تعليقات مينورسكى بر تذكرة الملوك ) . ترجمهء مسعود رجب‌نيا ، تهران ، 1368 ش ، ص 173 . ( 2 ) . تصحيح قياسى . متن : سخن و دانى .
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 234 | بوداق منشى قزوينى / محسن بهرام نژاد