خدمت امارت يافت . و كيا رستم به قلعه رفت به اتفاق ملّا عبد الرزاق ، و مولانا ترياكى بود وفات كرد . كيا رستم در قلعهء الموت است و استاد زيتون كمانچه كه در خدمت خان از معتبران بود در قلعه و بند ماند تا وفات كرد [ 665 ] .
و بر ملك جهانگير اگر چه فتورى نرسيد چون كفران نعمت كرد بىجهت مفلس و بىاعتبار شد ، و در آخر از بينايى افتاد و وفات نمود ، و ملك اويس رستمدارى كه داماد خان احمد بود گرفتار غازيان گشت . چون مرد همزبان و خوش كلام و نيكو صحبت است چند روزى اگر چه بند و محنت و رنج ديد در آخر نواب اعلى مرحمت كرده از اهل مجلس ساختند و رعايت يافت ، و دائم از وضع خود گريان و بريان است و هرگز راضى نيست و در اواخر حال ، پادشاه به دو بىلطف شده بود .
و على خان ورسر را مراعات فرمودند و در گيلان الكاء دادند و همراه امام قلى ميرزا كردند و بهتر از [ وى ، كسى ] « 1 » نيست ، و شاه منصور كاكو داراب در زنجير وفات كرد ، و ملّا صدر الشريعه زيدى بود ، اما در حكمت عديل خود نداشت در انحصار وفات يافت ، و پسرش ابو نصر به واسطهء طبابت و معالجهء پادشاه اعتبار كلى يافت ، اما در مرض ثانى كه پادشاه فوت شد او را به فرمودهء سليمان ميرزا پاره پاره كردند ، و ملا مير حسين كه در ايام خان احمد آن راحت و فراغت داشت در اين دولت هم دستى به دو نرسيد و وزير جزو گيلان بود ، بغايت مرد [ خوبى ] « 2 » است و اوقات به فراغت مىگذراند ، و تحقيق مال و جهات گيلان شد ، عمل خان احمد بعد از وضع معافيات دوازده هزار تومان شد تا سه چهار هزار تومان كه سره زر و شاهيهء زر و خانهء زر بود بخشيد ، هشت هزار تومان به ديوان ماند . غرض كه نفعى از گيلان به خاصهء شريفه نرسيد و بلكه مبلغهاى كلى خرج شد .
اول ، حكومت به الله قلى سلطان استاجلو دادند و امام قلى ميرزا را لله بود و چون خان احمد به مجلس آمد نواب اعلى از روى مرحمت به دو تكلم فرمود ، و اول سخن پادشاه به دو اين بود كه خان احمد از تو شد ، هر چند صبر كرديم تو تغافل كردى ، و ما را
هامش
( 1 ) . تصحيح و تكميل قياسى . متن : ويى .
( 2 ) . تصحيح قياسى . متن : خوب .