نمىتوانست كرد « 1 » ، و جعفر بيك پسرش گريخت و آقاهاى معتبر او هر كدام از گوشهاى بيرون رفتند ، و چون امراء به دروازه رسيدند به شهر درآمدند و قزاق به نارين قلعه رفت ، و بعد از دو روز او را بيرون آوردند « 2 » ، و شور و غوغا از هرات بر طرف شد و جمعى را گرفته به درگاه فرستادند ، و از جمعى ديگر ترجمان بستدند ، و بعد از چند روز قزاق فوت شد سرش به درگاه بردند [ 663 ] . اين در سال اثنى و سبعين و تسع مائه ( 972 ) بود . از مال خاصهء قزاق آنچه و اصل ديوان شد سى هزار تومان بود « 3 » . هرات را به امير غيب سلطان استاجلو دادند و امراء بيرون آمدند .
وفات خانش خانم و شاه نعمت اللّه
و در همين سال در ماه رجب همشيرهء شاه دين پناه زوجهء شاه نعمت اللّه وفات كرد ، و شاه نعمت اللّه جسد او را به كربلا برد ، در معاودت در همدان ، ماه ذى حجه همين سال وفات يافت . عمرش شصت سال ( 60 ) بود .
خواب ديدن نواب اعلى و تمغا و باج بخشيدن
در همين سال نواب كامياب صاحب الزّمان را در خواب ديدند ، امر كرد كه تمغا را ببخش ؛ مؤكد به لعنت نامه تا سى هزار تومان بخشيد . « 4 » در سال ثلث و سبعين و تسع مائه
هامش
( 1 ) . تكملة الاخبار ، ص 124 ، « . . . چه به مرض استسقاء مبتلا گشته تمامى اعضاى او ورم كرده بود و مردم لشكر او اكثر متفرق گشته بودند » . ايضا ، احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 547 و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 449 .
( 2 ) . احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 547 ، « در عصر جمعه شانزدهم ربيع الآخر » .
( 3 ) . عبدى بيك شيرازى واقعهء قتل او را در يك قطعه به نظم درآورد و چون به اطلاع شاه طهماسب رسيد ، او را مورد تحسين قرار داد . بيت آخر و ماده تاريخ آن چنين است :چون منشى خرد رقم فتح نامه كرد * تاريخ آن نوشت كه « معمورى هرات » ( 972 )( ر . ك : تكملة الاخبار ، ص 125 )
( 4 ) . بر اين اساس كتيبهاى به خط ثلث از استاد علاء الدين محمد تبريزى در مسجد جامع تبريز وجود دارد . و -