رفتن معصوم بيك به خراسان به اتفاق امراء جهت دفع قزاق
چون قزاق عاق عاصى بىفكر و مآل بىادبى را از حد برد ، معصوم بيك امير ديوان صفوى مقرر شد كه به خراسان رود و از روى عقل و تدبير [ 661 ] او را بدست آرد .
« بيت »
همى تا برآيد به تدبير كار * طريق سلامت به از كارزار
در سال احدى و سبعين و تسع مائه ( 971 ) به بهانهء مهمات مازندران بيرون رفت ، ارس بيك روملو و صدر الدين خان پسرش همراه بود .
در سال اثنى و سبعين و تسع مائه ( 972 ) ، حكايت على سلطان ازبك بهانه شد و روانه گشت و به دو فرمان رفت كه لشكر به مدد فرستد ، اكثر امراء و سلاطين در خراسان بودند . بدين تفصيل ، سلطان ابراهيم ميرزا كه سر لشكر بود ، ولى خليفه شاملو حاكم قم ، امير خان موصلو حاكم همدان ، نظر سلطان استاجلو حاكم سلطانيه و طارم و خلخال ، و شاهقلى سلطان افشار حاكم كرمان ، و شاهوردى سلطان افشار حاكم دامغان و بسطام و فيروز كوه و هزار جريب و بيارجمند ، امير اصلان سلطان حاكم سر حد اصفهان و لرستان و حيدر سلطان ترخان حاكم ساوه و جربادقان ، و سليمان سلطان ذو القدر حاكم نيشابور ، و مصطفى سلطان ورساق حاكم اسفراين ، و صوفى ولى خليفه روملو حاكم غوريان و فوشنج و سبزوار ، و امير غيب سلطان استاجلو حاكم مشهد مقدس ، و حسن سلطان افشار حاكم فراه و كاه و اوق و آن حدود ، و نظر سلطان آسايش اغلى حاكم خواف و باخرز ، و عيسى سلطان نورجلو ، و ايغوت بيك استاجلو ، و امام على سلطان چگنى حاكم جام ، و شاه منصور سياه منصور . و اين سلاطين تا بيست هزار كس داشتند و در اول حال ، فتح خبوشان شد كه پهلوان قمرى با جمعى متفق شده مردم شهريار وگيل ، على سلطان ازبك را به قتل آورد و متصرف شد و نگه داشت تا از جانب نواب اعلى تفقدات به دو شد ، و جمعى كه با او اتفاق كرده بودند رعايت يافتند ، و على سلطان بر سرش آمد جنگ كرد و نداد . بعد از آن به تصرف غازيان داد ، او را به هرات فرستادند و اكنون والى آنجا پسر بوداق خان قاجار است .