« فى التاريخ »
« عيسى لوند شد مسلمان از صدق » « 1 » ( 967 )
اتفاقا از صدق مسلمان نشده بود و در كيش خود بوده ، به نواب اعلى رسانيدند به تفحص و جستجو فرمان داد . اتفاقا ، خاج و صورت بت از بغل او بيرون آوردند به قلعهء الموتش بردند و در آن قلعه است . و در وقتى كه او آمد تعظيم او به نوعى شد كه هيچ كس را آن عزت نبود و بر شاهزادهها مقدّم مىنشست و از گوشهء سفره نواب اعلى و دستار خوانى مىانداختند و آنچه نواب اعلى مىخورد پيش او مىنهادند ، در آخر به اعتقاد خود رسيد .
احوال داود خان بن لوارصاى « 2 » گرجى
از كمال اعتقاد اين داود خان بدين درگاه آمده ، در سال تسع و ستين و تسع مائه ( 969 ) تفليس را با حكومت آن مرز و بوم به دو دادند . و او پسر خود را با وزيرش به درگاه فرستاده و از خلوص اعتقاد ملازمت مىكنند ، و داود خان را چون اخلاص درست است فراغت و راحت دارد .
و در سال سبعين و تسع مائه ( 970 ) ، مير تقى الدين محمد از صدارت معزول شد و فعلهاى قبيح از او اعداء نقل كردند ، و فضيحت تمام به دو رسيد به اردبيل رفت و وفات كرد . امر صدارت به دو حصّه شد ، عراق و فارس و خوزستان و شروان به مير محمد يوسف استر آبادى ، و آذربايجان و خراسان به مير سيدى على شوشترى « 3 » دادند .
هامش
( 1 ) . اين مصرع از قاضى عطاء اللّه رازى است . ( ر . ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، صص 409 تا 410 ) .
( 2 ) . احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 536 ، « داود بيك ولد لواسان » . خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 434 ، « داود بيك ولد لواصات » .
( 3 ) . جهت اطلاع بيشتر از شرح حال وى رجوع شود به : اسكندر بيك تركمان . عالم آراى عباسى . به كوشش ايرج افشار ، تهران ، 1350 ش ، ج 1 ، ص 149 .