تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠

وقايع سنوات

زمانهء غدّار در اين سال جمعى را از ميان برد كه هر كدام در حالت خود بىمثل و مانند بودند . اول ، در سبع و ستين و تسع مائه ( 967 ) ، حسين آقا قورچى تير و كمان كه از امراء در پيش بود ، و در سال ثمان و ستين و تسع مائه ( 968 ) ، حسن بيك يوزباشى كه او را اعتبار زياده بود ، و در سال تسع و ستين و تسع مائه ( 969 ) ، سوندوك بيك قورچى باشى كه سال او از نود متجاوز بود ، و يادگار محمد سلطان ترخان موصلو هم در اين سال رفت ، و قاضى عماد [ اصفهانى ] ناظر بيوتات ، و مير فيض اللّه بغدادى قاضى معسكر ، و ميرزا كافى منشى [ 659 ] اردوبادى در اين سال تسع و ستين و تسع مائه ( 969 ) وفات كردند ، و يك سال پيشتر كه ثمان و ستين و تسع مائه ( 968 ) است سيد محمد پيش نماز ، و خواجه قاسم نطنزى مستوفى الممالك وفات كردند . اين جماعت زينت اردو بودند .

وفات شاهزادهء عالميان سلطانم « 1 »

راوى مصيبت رقم واقعهء جانسوز و غم اندوز محنت افروز آن شاهزادهء عديم المثل كه سلامتى عالمى در ضمن ذات بىمثال او بود ، و اوقات جمعى از يمن وجود جاه و جلال ذاتى كه نظام عالم از ميامن رحم و شفقت و انتظام داشت ، و صفايى كه در زير چرخ مقرنس همه كس از خوان نعم او آسوده بودند . دريغ از آن اختر پادشاهى و حيف از آن درّ درج بختيارى و ماه آسمان شهريارى كه در اين خاك‌دان دنيا به صرصر اجل از پاى درآمد ، و از اوج جاه و جلال به حضيض هبوط و و بال ارتحال فرمود . القصه ، در وقتى كه مرض مستولى گشت و دانست كه مىرود پادشاه ذى جاه را طلب كرد . اول ، كلمهء شهادت اداء كرد و بر جوانى خود نوحه آغاز نمود . « شعر »
چو ميشد فزون دم به دم رنج او * مصيبت گرفتند و گفتند كو
هامش
( 1 ) . تاريخ جهان آرا ، ص 307 ، « . . . مهين بانو الشهيره به سلطانم » . ايضا ، خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 430 .