تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
وفات كرده ، احمد بيك شكر اغلى تركمان داروغهء آنجا بود اراده نمود كه او را بگيرد ، از اين مقدمه قل محمد واقف شد به حمام رفت . چون بيرون آمد بر اسبى سوار شد و از بازار اسب را دوانيد و به هر كس رسيد زد و گريخت . مردم احمد بيك كه از دنباله رفتند نرسيدند ، او به در رفت و اين معنى به خاطر شريف پادشاه بد آمد . چون از دنبالهء او دندار بيك رفت دين محمد را خوش نيامد و آزار او كرد . و هم در اين سال ، ثمان و خمسين و تسع مائه ( 958 ) ، امير بيك وزير متحصن به قلعه شد و تا غايت كه اربع و ثمانين و تسع مائه ( 984 ) است محبوس است .

خواب ديدن شاه دين پناه

شبى از شبها كه در مقابل ليلة القدر توان گفت ، پادشاه ديدند كه ماهى در وسط السماء است در كمال نور و صفا ، و ماهى از جانب مشرق و ماهى ديگر از مغرب در حركت است . چون ماه مشرق نزديك به ماه ميان مىشود به طريق شهب مىريزد و ماهى ديگر كه از مغرب در حركت است به يك بار بىنور مىشود . در اين وقت به خاطر مىرساند كه سبحان اللّه اين ماه مشرق والى ماوراء النهر است كه از هم مىگذرد و ماه مغرب كه والى روم است كه بىنور مىشود زبون من خواهند شد ، و ماه ميان كه منم به توفيق رب العالمين روز به روز دولت من زياده مىشود . اتفاقا اين چنين شد و تعبير موافق بود كه براق پادشاه شرق در همان سال وفات كرد ، و والى [ 648 ] روم به هزار زبونى صلح كرد و بعد از آن وفات يافت ، و فرزندان او يكى آن بود كه بدين درگاه آمد و سر نهاد ، و ديگران هم در كمال متابعت و ملايمت‌اند . و در سال تسع و خمسين و تسع مائه ( 959 ) ، به قلعهء عادلجواز رفتند ، و در سال ستين و تسع مائه ( 960 ) فتح شد . بدين قاعده كه در قلعه دو [ گروه ] « 1 » بودند ، ينگيچرى و رومى جانب شاه داشتند و اكراد بر جانب خواندگار ؛ روميه غازيان را به قلعه كشيدند و قلعه را دادند و اكراد به قتل آمدند ، و بديع الزمان پسر على بيك موصلو ، خالو زادهء القاس در اين قلعه بود به قتل آمد .
هامش
( 1 ) . متن : گروهه .