تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
روزى كزان سراچهء فانى نداى غيب * او را به سوى روضهء رضوان نمود راه
مىگفت آن دم از پى تاريخ نقل خويش * بادا مدام دولت شاه جهان پناه ( 956 )
چون اين فتوحات غيبى به توفيق لاريبى شاه جهان را دست داد ، و زمانه به كام و گردون غلام شد ، از شروان خبر آمد كه برهان نامى سر برداشته و داعيهء سلطنت دارد ، و عبد اللّه خان استاجلو حاكم شروان بود از آذربايجان امراء به دفع او رفتند . هنوز معركهء امراء به هم نرسيده بود كه به مرض فجأ درگذشت ، و در همين سال شاهزاده سلطانم به زيارت امام رضا عليه السّلام رفتند و شاه قلى خليفه مهردار در خدمت بودند . و در سال سبع و خمسين و تسع مائه ( 957 ) توجه به آذربايجان شد و قشلاق در قراباغ كردند . و در سال ثمان و خمسين و تسع مائه ( 958 ) به جانب شكى متوجه شدند ، و چون عصيان درويش محمد خان والى آنجا ظاهر شده بود و موافقت با القاس كرده و تا غايت به دفع او فرصت نيافته بودند ، چون روانه شدند اول قلعهء كيش مسخر شد ، او خود را در قلعه انداخت و بعده تغيير لباس كرده خود را از قلعه انداخت و پاى او شكست ، افتان و خيزان مىرفت تا آنكه يكى از ملازمان « 1 » بىاعتبار چرنداب سلطان او را بنا شناخت [ و ] بكشت ، و باز در اين سال سفر گرجى شد و قلعهء تموك « 2 » را گرفتند [ 647 ] ، و از آنجا توجه به ميان ولايت گرجى فرموده كسيب بسيار بدست غازيان درآمد ، از آنجا بازگشتند و قشلاق در قرا آغاج شد كه داخل قراباغ است ، و هم در اين سال قل محمد ميرزا از جانب خوارزم آمد و از دين محمد خان تحفه و بيلاك آورد ، تفقدات گوناگون دربارهء او به ظهور پيوست ، فرمان جهان مطاع به نفاذ پيوست كه امراء و سلاطين و وزراء يكان يكان او را مهمانى كنند و تحفه دهند . بعد از آنكه مرخص شد دندار بيك برادر على سلطان تاتى اغلى همراه رفت ، و مقرر شد كه به هر مملكت كه رسد ضيافت كنند ، و در آن شهر به مكان [ هاى ] لطيف و عمارتها كه باشد گردانند تا آنكه در سبزوار گفتند كه دين محمد
هامش
( 1 ) . تاريخ جهان آرا ، ص 300 ، « كوسه پير قلى » . ( 2 ) . تكملة الاخبار ، ص 104 ، « ملوك » . احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 453 ، « تومك » . ايضا ، خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 350 .