تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
ملازم محمد خان بودند و به درگاه نيامده با دو هزار كس آمد ، و پانصد اسب عربى همراه آورد ، و در شروان تا سه هزار تومان الكاء به دو دادند ، و بعد از پنج سال ديگر در سال خمسين و تسع مائه ( 950 ) او را با برادران كشتند . و در سال ثمان و اربعين و تسع مائه ( 948 ) ، در باب القاس ميرزا گفته بودند كه چهرهء اخلاص خود را به ناخن [ 635 ] اعتراض زخم زده بود صاف و پاك كرد ، و به اتفاق درويش محمّد خان شكى [ به درگاه ] آمد و بعد از يك ماه رخصت يافت و به شروان رفت . و در سال تسع و اربعين و تسع مائه ( 949 ) از ماوراء النهر ايلچيان [ ازبك ] آمدند ، جان جوره « 1 » نام از جانب گسكن قرا سلطان ، و خداوردى بيك از جانب عبد العزيز ميرزا و خواجه كمال . نواب اعلى بغايت عزيز و كريم ديدند و توقير و احترام كردند ، و حاجى آقا مهماندار همراه رفت ، و نواب به طواف امام زاده عبد العظيم رفتند و از آنجا ايلغار به جانب دزفول كردند ، علاء الدوله [ رعناشى ] والى دزفول واقف شد ، گريخت ، و دزفول داخل ممالك محروسه گشت و به ابو الفتح سلطان افشار دادند ، و در وقت بازگشتن جهانگير پسر شاه رستم كرد را به واسطهء عدم اخلاص به قتل آوردند ، و قشلاق در قم شد . و در سال خمسين و تسع مائه ( 950 ) ، ييلاق در همدان شد ، و همدان را از عبد اللّه خان گرفته به محمد سلطان الاس اغلى دادند ، و چون مهمّات كلى در دار المرز بود بهرام ميرزا را به ييلاق لار رخصت داد ، و بوداق خان قاجار حاكم قزوين و حسين خان سلطان حاكم رى و حسن سلطان شاملو حاكم سمنان و خوار و فيروزكوه و چرنداب سلطان شاملو حاكم دارابجرد همراه نمود كه متابعت نمايند . در اين سال ، مزاج اشرف به هم برآمد و كوفت عظيم رسيد ، تصدقات كردند تا از شفاخانهء حق تعالى شفاى عاجل كرامت شد ، و قشلاق در قزوين مقرر گشت ، و چون
هامش
( 1 ) . تاريخ جهان آرا ، ص 295 ، « خان چهره » . تكملة الاخبار ، ص 91 ، « جان چهره بهادر » . احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 391 ، « جهان چره » . خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 295 ، « جهان بره » .
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 192 | بوداق منشى قزوينى / محسن بهرام نژاد