دفترخانهء همايون رفتم ، و اين اوايل سلطنت پادشاه بود كه در فتنهء تكلو و استاجلو به قزوين آمدند و قشلاق كردند ، و در سال ديگر محرر دفتر ارباب التحاويل * شدم و سه تومان مواجب مقرر گشت .
بعد از چهار سال ، خواجه شاه حسين كاشى كه مستوفى الممالك * * بود خط مرا ديد و پسنديد ، و مقرر كرد كه هر نسخهء كيفيت كه در هر سر كار نويسند كه همراه او باشد به خط فقير باشد ، و مواجب پنج تومان شد .
در سال ششم ، دفتر معروضهاى طرح شد كه مال و خرج ممالك محروسه را نوشته بودند ، بدين بنده دادند كه آن سر رشته را نگه دارد و آنچه تغيير و تبديل شود به سر نويسد تا سال دگر دفتر كليّات پيدا كرد ، در مقابل تنقيح كه آنچه در اوارجه و توجيه و مفرده و ارباب التحاويل عمل شود در اين دفتر باشد ، و هشت تومان مواجب فقير را مقرر كردند ، و صاحب دفتر خواجه عز الدين برادرش بود و فقير محرر . تا آنكه خال فقير كه امير بيك شالكانى قزوينى بود و وزارت و وكالت محمد خان تكلو شرف الدين اغلى با او بود ، چون بغداد را به محمد خان دادند امير بيك مرا همراه خود برد ، و منشى ديوان عراق عرب شدم . در ضمن اين فراغتها شد حين شباب و لذت زندگى بود ، و در اين وقت سن بيست سال رسيده بود . مدت سه سال كه انشاء كردم و خدمات از من ملاحظه كردند ، خان [ 632 ] قدردان نويسندگى لشكر اضافه كرد و مواجب كه بيست تومان بود به سى رسيد ، و بعد از فراغت هفت سال كه از بغداد بيرون آمديم دو سال دگر با محمد خان بودم ، و در منزلت وزراء قدم مىنهادم .
بعد از دو سال كه خان را حكومت هرات دادند ، نويسندگى لشكر را به ديگرى داد .
من از اين رنجيده خاطر شدم ، با وجود آنكه گفت ، تو را در هرات وزارت خاصهء خود با انشاء خواهم داد فقير قبول نكردم ، و در كرمان از او گريخته به جرون « 1 » افتادم . از روى پريشانى و بىچيزى كتابات مصنوعى ساختم و خود را ايلچى سلطان محمد ميرزا و
هامش
( 1 ) . جرون ( - هارموزيا هرمز جزيره بندر عباس ) . ر . ك : محمد حسن خان اعتماد السلطنه : تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران . تصحيح مير هاشم محدث ، تهران ، 1363 ش ، صص 111 - 112 .