تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
ندانست كه سبب چه بود بغايت عزيز و كريم بود ، « 1 » و صدارت از مير معز الدين محمد اصفهانى گرفتند و به مير اسد اللّه مرعشى شوشترى دادند ، و خواجه ميرك منشى هم وفات نمود ، و محمدى بيك برادرزادهء مير زكريا كه منشى بهرام ميرزا بود منشى شد [ 629 ] .

احوال مير شاه مير

آنكه وطن او در شوشتر بود به نجف اشرف رفته بود كه مطالعه كند . چون فترت روم شد همراه محمد خان به وطن خود آمد ، و او را رتبه و منزلت نبود . شيخ على [ بن ] عبد العالى مجتهد تعريف او كرده بوده‌اند كه سيد فاضل صالح است كه به يك بار اين منصب عالى يافت ، و با اسب و [ كبتركه ] « 2 » كه از نجف آمد با قطار و مهار و خيل و خدم روانهء اردو شد ، و سالها اين منصب عالى كرد و بعد از او پسرش . زمانه و گردش فلك را كار اين است كه يكى را از تخت سلطنت به تختهء تابوت اندازد ، و يكى را از نكبت و فلاكت مدرسه بر مسند عزّت و راحت نشاند .

رفتن شاه دين پناه به خراسان مرتبهء [ چهارم ] « 3 » و احوال گيلان

چون به واسطهء موانع روميه پادشاه ذى جاه را توقف در عراق عجم و آذربايجان شد ، مخالفان ازبكيّه را فرصت شد هرات را گرفتند و درآمدند ، و اكثر بلاد را در تحت فرمان خود درآوردند . بعد از انجام و انتظام اين مهام ، رايت نصرت آيت به جانب خراسان معطوف شد . چون نزول در قزوين شد كاركيا سلطان حسن والى گيلان كه به غايت رشيد
هامش
( 1 ) . قاضى احمد قمى به دلايل اين قتل اشاره دارد ، در اين باره رجوع شود به : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 263 . ( 2 ) . در متن چنين آمده است ، معنى آن را ندانستم . احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 205 ، « كبتلكه » . ( 3 ) . در متن جاى آن سفيد است . تكميل از احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 357 .