تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
از جمله واقعهء عجيب [ و ] غريب كه واقع شده احوال مظفر سلطان والى رشت است كه اين از جمله كرامات و مقامات اين پادشاه شيعهء على دوست است ، و صد لعنت خدا بر مؤلف باد كه اگر آنچه وقوع [ 626 ] داشته به قلم نياورده باشد يا خوش آمد نوشته باشد .

احوال مظفر سلطان رشتى و قتل مير عنايت اصفهانى

اين مظفر سلطان پسر اميره حسام الدين است والى بيه پس گيلان در حالتى كه به خدمت پادشاه مرحوم آمد او را به دامادى خود مفاخرت دادند * ، و سربلند ساختند و او را اميره دباج مىگفتند ، ملقب به مظفر سلطان شد و اعزاز و احترام او از اعلى عليين گذشت . در وقتى كه منازعه فيما بين تكلّو و استاجلو شد طايفهء استاجلو پناه به دو بردند . آن ملعون اگر چه فى الجمله رعايتى مىكرد ، اما در فسق و فجور تقصيرى نمىكرد . از زنان و پسران هر كدام را كه خوش مىكرد در خدمت بود . كار به جايى رسيد كه ديگر امراء تاب نياوردند و بىمقدّمات از آنجا بيرون آمدند و در قزوين به خدمت چوهه سلطان رسيدند و آمادهء كشتن شدند ، آن صاحب مروت مطلقا در رعايت فرو گذاشت نكرد . چون خواندگار به ايران آمد و اين بىسعادت شنيد ، سلطنت ايران به خود قرار داده تا اوجان رفت و تمامى اسباب و خزاين خود همراه برد . چون بدان عز و شكوه به خدمت خواندگار رسيد و اين تعظيمات به دو نمود از جمله ، خلخال مرصع بر پاى اسب مىانداخته ، خواندگار احوال او را معلوم كرد و دامادى پادشاه و رعايتهاى گوناگون نسبت به دو مذمت او كرد و به دو نپرداخت و در مجلس خود بار نداد و تأسف داشت كه اگر نه خلاف تورهء عثمانى مىبود من او را به عقوبت عظيم مىكشتم . آن بدبخت از آمدن نادم و خاسر اما علاجى نداشت . چون به سلطانيه رسيدند جدا شد ، بعضى مىگويند كه بىرخصت بود و يك مرتبه او را خلعت نالايق دادند ، و او اسباب بىنهايت داد ، از جمله كمرى مرصع شاه ماضى به دو داده بوده و او هم جواهر قيمتى بدان افزوده كه تا هزار تومان قيمت مىكرده‌اند ابراهيم
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 182 | بوداق منشى قزوينى / محسن بهرام نژاد