تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
مانده ، در اين وقت آمده بود و نامزد وزارت به دو [ شد ] « 1 » ، و كچل عنايت اصفهانى خوزانى [ 625 ] كه سابقا وزير كپك سلطان بود و او نيز همراه استاجلو به رشت رفته بود و آمده وزير [ شد ] « 2 » ، و خواجه معين يزدى هم اسم وزارت داشت ، و اين حالتى است كه خواندگار از بغداد آمده و نواب اعلى از محاصرهء قلعهء وان برخاسته‌اند ، و هر دو پادشاه در برابر يكديگراند و فاصله پنج فرسخ است ، و محمد خان كه از بغداد بيرون آمده و وادى به وادى طى كرده ، بعد از هشت ماه به عتبه‌بوسى سرافراز گشته ، در اين حالت خانه كوچ را از خود جدا كردند و به اصفهان فرستادند . اولامه سلطان و محمد سلطان ذو القدر و غازى خان تكلّو پيش ابراهيم پاشا رفته گفتند ، كه اقبال خواندگار ياورى كرد ، سىهزار كس همراه بندگان روانه كنيد كه خانه كوچ غزلباش را بعد از ده روز بياريم تا غزلباش از عقب خانه و فرزند خود بيايد . به عرض خواندگار كه رسيد اعراض كرد كه از عقب عورت هرگز نرفته‌ايم و قاعده و رسم ما نيست . هر چند كه آن نمك به حرامان فرياد كردند قبول نكرد و به جانب مملكت خود عود كرد ، و نواب اعلى از عقب او رفتند و هر روز از مردم رومى گرفته مىآوردند تا سرحد ارزنجان رفتند و از آنجا بازگشتند . چلّهء فصل دى بود قشلاق در تبريز شد .

وقايع و حالات كه بعد از رفتن والى روم روى داده

در سال اثنى و اربعين و تسع مائه ( 942 ) شفقت شاهانه نسبت به احوال محمد خان شد . شاهزاده سلطان محمد ميرزا را از منتشا سلطان گرفته به دو دادند كه اين امر عظيم بود و حكومت دار السلطنهء هرات بدان ضم گشت ، و خان را در زمستان از تبريز بيرون كردند كه به اصفهان آيد ، و خانه كوچ را همراه خود از ييلاقات فارس به كرمان برد ، و بعد از بهار از راه يزد به خراسان درآيد كه رايات جلال به دفع مخالفان از راه راست متوجه شوند ، اين چنين شد .
هامش
( 1 ) . تصحيح قياسى . متن : شده . ( 2 ) . متن : بود .