تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
كردند ، و هم در اين سال اولامه تكلو بر سر شرف خان [ به ] بتليس آمد و نواب اعلى به مدد رفتند [ 609 ] . و در سال تسع و ثلاثين و تسع مائه ( 939 ) ، قمش اغلان [ ازبك ] تا رى تاخت كرد و اردوى محمّد سلطان ذو القدر را غارت كرد ، و ايالت به القاس ميرزا دادند ، و بدرخان [ استاجلو ] لله شد و استر آباد به تيول مقرر گشت ، و محمود بيك از ديوار مهردار در صاحب آباد افتاد و گردن او شكست و مهردارى به شاه قلى خليفه دادند ، و موسى بيك موصلو ترتيب يافت و ايالت آذربايجان به دو شفقت شد ، و در ذى حجه سال مذكور سفر خراسان جهت خلاصى بهرام ميرزا واقع شد .

حالات بهرام ميرزا و دربندانى هرات

اول شرح دهيم احوال بهرام ميرزا را كه عبيد خان با سلاطين آمدند و هجده ماه ميرزا را با غازى خان حصار كردند ، و غازى خان مردم را به چرب زبانى و دلجويى و ملاطفت نگه داشت ، و قحطى او به دستور سال قحط مصر بود كه يوسف مردم را به لطف زبان مىداشت . اين چنين نقل كردند كه قضيه تا يك سال به جايى رسيد كه چرم را مىجوشانيدند و مىخوردند و اين غذاى مقرر شده بود ، و خون يك الاغ نه هزار دينار بود ، و كلّه خر و گاو و اسب به دو هزار دينار ، گربه به هزار دينار مىفروختند . مؤلف گويد كه از بهرام ميرزا نقل دارم كه گفت ، روزى با غازى خان نشسته بودم كه دو آقاى معتبر من شمشيرهاى برهنه بدست آمدند ، پرسيدم ، گفتند كه در باب سگى دعوى داريم . يكى گفت ، من دو سه روز است كه در عقب سگى افتاده‌ام امروز مرا ميسر شد و او را به تير زدم به خانهء او درآمد ، اكنون به من نمىدهد . آن ديگر گفت كه او به تير زده بود اما نيفتاده بود ، من به شمشير انداختم . غازى خان فرمود كه سگ را آوردند و به دو حصه كرد ، و هر حصّه به يكى داد و كلّه سر را به ديگرى بخشيدند . و همچنين ميرزا نقل مىكرد كه در سر كار من و غازى خان از جنس مأكول چيزى نماند . ملازمى داشتم آقا جان آقا نام ، او را گاوى بود و هر روز يك شاه كاسه شير مىداد .
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 163 | بوداق منشى قزوينى / محسن بهرام نژاد