كه از وقت هر كار غافل مشو * كه هر كار آمد به وقتى گرو « 1 »
اين حالت بدين واسطه بود كه اين سگان و منافقان كافر نعمت همگى در فكر غدر و جفا بودند ، و در ناپاكى نمىآسودند ، و شاه دين دار از اين غافل بودند تا به عمل آمد .
« بيت »
تا كى آخر چو بنفشه سر غفلت در پيش * حيف باشد كه تو در خوابى و نرگس بيدار
به خاطر شريف آوردند كه پيش از وقت در پناه توبه گريزند ، و دست به دامن اعتذار و گريبان استغفار زنند ، و پاى در ساحت زاى معاد يوم التناد نهند .
« بيت »
برون كن اى دل شوريده بخت سوخته رخت * ز گوش پنبهء غفلت كنون كه هست مجال
از آن بهتر و نيكوتر چه باشد كه عنان نفس بدفرماى را از چنگ طبيعت هوا و هوس بستانيم ، و زمام توبه و استغفار بدست طاعت و عبادت دهيم ، و از متابعت ميل طبيعت بگريزيم ، و در مطاوعهء احكام شرع آويزيم ، و در تضييع عمر شريف كه باز يافتن آن محال است اجتناب كرده از شرب شراب و عرق و زنا و لواطه و ساير امور نامشروعه مطلقا در گذريم .
« بيت »
پيش از آن كين جان عذر آور فرو ماند ز نطق * پيش از آن كين چشم عبرت بين فرو ماند ز كار [ 612 ]
در سال احدى و اربعين و تسع مائه ( 941 ) در مملكت هرات اهل شرع را طلب كرد ، و كلمهء توبه و انابه بر زبان راند ، و ايمان به غلاظ و شداد ياد كرد ، امراء و مقربان كلهم از صغار و كبار از ترك و تاجيك و بنده و آزاد ، فقير و غنى ، رعيت و نوكر بدين دولت عظمى فائز گشتند ، و احكام بر بلاد رفت كه در همه جا و همه كس اين عمل كنند ، و شرابخانه و بوزه خانه و قمارخانه و قحبه خانه در كل بلاد نباشد ، و [ تمغاكه ] تا دوازده هزار تومان بود كه بر طرف گشت ، و هر كس خلاف كرد جزا ديد . اكنون چهل و چهار سال است كه
هامش
( 1 ) . ظاهرا شعر ترجمهء مضمون « ان الامور مرهونة باوقاتها » است .