تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
بعد از اين ، خبر به حسين خان رسيد [ و ] از گندمان « 1 » بازگشت و به جاى چوهه سلطان نشست « 2 » ، و مير جعفر [ ساوجى ] وزير را در رباط نيك پى زنجان به خوارى و زارى كشتند . « 3 » چون حميده صفات بود در سابق كه وزير زين الدين سلطان شاملو در بغداد بوده در كربلا صفهء اعلايى ساخته بود برابر شاه كربلا موسوم به صفّه صفا ؛ بدان زمين شريف متبرك مدفون شد ، و مولانا فضولى جهت شرف خاك كربلا رباعيى دارد . « فضولى بغدادى » :
آسوده كربلا به هر حال كه هست * گر خاك شود نمىشود قدرش پست
برمىدارند سبحه‌اش مىسازند * مىگردانند از شرف دست به دست
احمد بيك نور كمالى وزير شد ، و طايفهء تكلو چون به بغداد رفتند ، محمد خان ايشان را در شهر جا نداد كه از جانب نواب اعلى رو گردان شده آمده‌اند . مؤلف اين نسخه در خدمت خان بودم بيرون رفتم و تمامى را به قلم گرفتم ، هزار و هشت صد بودند . خورش و جو الاغ مقرر كرد ، در هر هفته مىرفتم و قسمت مىنمودم . صورت حال عرض شد فرمان آمد كه قدوز سلطان و گدوك على و قصاب اغلى را به قتل رساند ، گناه باقى را به دو بخشيدم . قدوز سلطان را بكشت و آن دو كس ديگر را زنده فرستاد از گناه هر دو گذشتند . در اين سال خواجه آرخ را با خواجه شاه حسين كاشى مستوفى الممالك كشتند با برادران ، و مير غياث الدين منصور و مير نعمت اللّه هر دو معزول شدند و صدارت به مير معز الدين محمد اصفهانى دادند ، و مير غياث الدين محمود برادر احمد بيك نور كمال را از دارابجرد آورده وزير كردند ، و هم در اين سال مخالفان بهرام ميرزا را در هرات حصار
هامش
( 1 ) . تذكرهء شاه طهماسب ، ص 15 ، « از فارس » . تاريخ جهان آرا ، ص 286 ، « از گرمسير فارس » . ( 2 ) . همان منبع ، همان صفحه ، ( به اختصار ) : منصب امير الامرايى را به حسين خان شاملو و عبد اللّه خان استاجلو كه هر دو عمه زادهء شاه طهماسب بودند قرار يافت . ايضا ، رجوع شود به تاريخ جهان آرا ، ص 286 . ( 3 ) . در اين باره رجوع شود به : تاريخ جهان آرا ، ص 286 ، احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 320 ، تكملة الاخبار ، ص 71 خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 218 .