تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
زبان داشت و گفتند كه چون نواب اعلى ضمنا جانب اين طايفه دارد ، و بيگم موصلو هم موافقت بدين مردم دارد ما را از ايشان انديشه نيست . كس پيش بدرخان به جانب دارا بجرد رفت ، و قليچ خان در قزوين بود ، او را طلبيدند و به عزم رزم كمر به كينه و داورى و ستيزه استوار كردند . « شعر »
سخن مختصر گردش روزگار * سر فتنه دارد چو گيسوى يار
ز ديوار و در فتنه سر بر زده * ز هر سوى بلايى دگر سر زده
در يورت سكسنجوك « 1 » هر دو صف برابر هم ايستاد ، طايفهء استاجلو تيز عنانى كردند و در ساعتى ميمنه و ميسره را در هم كوفتند ، و قراجه سلطان تكلو و برون سلطان تكلو را فى الحال به خاك تيره انداختند . « شعر »
چو جنگ اندر آن معركه درگرفت * اجل باز خون خوردن از سر گرفت
شد از ساقى مرگ عالم خراب * كدويش سرو باده‌اش خون ناب
چوهه سلطان دانست كه توجه شاهى به جانب طايفهء استاجلو است ، خود را به بيگم موصلو رسانيدند و استغاثه كردند و از قورچى مدد طلبيدند . كار بديشان تنگ شد نواب اعلى فرمان دادند كه قورچى يورش كند . در طرفة العينى استاجلو هزيمت يافت و به جانب [ 600 ] طارمين گريختند ، و كس پيش مظفر سلطان رشتى رفت و مدد طلب كرد . قرابهادر را فرستاد و بدرخان با برادران بعد از حرب آمدند و ملحق شدند ، و قليچ خان و عبد اللّه خان موافقت نكردند . احمد سلطان صوفى اغلى استاجلو تا ساوخ بلاغ از كرمان آمد ، چون از جانب ديو سلطان به دو استمالت رفت به كرمان بازگشت و مفت خود دانست او را غيرت و
هامش
( 1 ) . تاريخ جهان آرا ، ص 283 ، « سينجوك » . تكملة الاخبار ، ص 62 ، « سكسنجك » . ايضا ، احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 250 - خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 162 ، « سنگجك » .
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 151 | بوداق منشى قزوينى / محسن بهرام نژاد