تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
قاضى جهان كه تكيه بر متكارى ناز داشت پهلو بر بستر ناكامى نهاد ، و آقا ملاى قزوينى كه وزير ديو سلطان بود و ملاحظهء امك [ ؟ ] « 1 » و خدمت و نمك نكرده با دشمنان همزبانى كرده بود بر تختهء تابوت افتاد . مير جعفر ساوه‌اى را كه سابقا وزير زين الدين سلطان شاملو بود در عوض قاضى جهان وزير شد ، و اعتبار وزراء سابق نداشت و آقا ملا وزير ديو سلطان ، و خواجه آروخ ساوه‌اى وزير چوهه سلطان كه اين هر سه از ساوه بودند مقرر شد كه به اتفاق يكديگر مهمّات كل و جزو را هر روز به عرض ديو سلطان و كپك سلطان و چوهه سلطان رسانند ، و به صلاح يكديگر عمل كنند ، و مدار حكم بر پروانهء « 2 » [ 599 ] امراء شد ، و در اين سال مير جمال الدين صدر وفات كرد و حكومت شيراز به مراد سلطان دادند ، « 3 » و او اندك ايامى [ حكومت ] كرد منتقل به حمزه سلطان « 4 » شد ، از او امتداد يافت تا فوت حسين خان شاملو .

مخالفت طايفهء تكلّو و روملو و استاجلو

چون مهمّات ديوان بدين نهج قرار يافت و نگين سليمان به دست ديو [ سلطان ] افتاد ، امراى استاجلو طاقت نياوردند و تاب و پيچ زدند و از كردهء خود پشيمان بودند كه چرا ايشان را به اردو گذاشتند و با منتشا [ سلطان ] مجادله و پرخاش شد . در سال اثنى و ثلاثين و تسع مائه ( 932 ) ، كپك سلطان و منتشا سلطان و حمزه سلطان قازوق برادر كپك سلطان با ديگر مردم معتبر از اردو بيرون رفتند و رخصت الكاء يافتند . در جانب اردبيل و خلخال درويش بيك حمزه حاجيلو و محمود بيك افشار و ولد بيرام بيك قرامانلو بديشان ملحق گشت ، و از ساير اويماقات مردم بسيار بديشان متفق بود و
هامش
( 1 ) . در متن چنين آمده است و معنى آن را ندانستم . شايد « اكمك » به معنى « نان » باشد . ( 2 ) . خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 160 ، « پروانجه سلطان » . ( 3 ) . تكملة الاخبار ، ص 62 ، ( به اختصار ) : مراد سلطان ذو القدر برادر زادهء على سلطان ذو القدر حاكم پيشين شيراز بود . ( 4 ) . تكملة الاخبار ، ص 62 ، ( به اختصار ) : مراد سلطان ذو القدر برادر زادهء على سلطان ذو القدر حاكم پيشين شيراز بود .
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 150 | بوداق منشى قزوينى / محسن بهرام نژاد