تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
مقصود كه چون سرو بلندش بالا كشيد به زلال عقل و فهم و دانش پرورش يافت ، و گلبن دولتش از شاخسار سلطنت سر سبز گرديد به رشحات تمكين و وقار نشو و نما پذيرفت ، و شمع جمالش چون از لمعهء عنايت نورانى گشت پرتو انوار به شارع شرع انداخت ، و چون در بساط كامكارى متمكن گرديد روزگار شريف به امر حق و قواعد شرع مصروف داشت ، و در خلاصهء اوقات خوش زندگانى ترك لذات نفسانى داد ، و اوقات خجسته به تذكير و تكبير گذرانيد و ترك منهيات و مسكرات كرد ، و ايمان به غلاظ و شداد مؤكد كرد ، و هاى و هوى مستان به تكبير و صلات خدا پرستان مبدّل گشت ، و گلبانگ ميخواران به دعاى دين داران عوض شد ، و روزگار ميمون و اوقات شريف همايون از صباح تا مساء و از مساء تا ضياء صبح بىفاصله صرف مهمات عالم و عالميان گشت ، و به لطف خاطر طبيب معلولان شد و خار بيداد و جور بدست داد ، و عدل از پاى بيچارگان كشيد و مرهم رحم بر جراحت مظلومان ستمديده و محرومان محنت كشيده نهاد ، وكلا و وزراء و مستوفيان و ارباب قلم را مطلقا قدرت آن نماند كه قيراطى به خود سر كم و زياد نمايند ، و هفته را قسمت نموده كه هر روز به جهت مهم صرف كند ، و صدور و عدول مؤمنين و ارباب شرع همه وقت حاضر بودند كه مهمّات بر نهج شرع فيصل يابد ، و تمامى اخراجات حكمى كه در دفتر بود به لعنت نامه تصدق كرد ، و تمغاوات قلم روز بخشيد . چنانچه هر سال قريب به هشتاد هزار تومان مىشود ، و مال راستى را [ 595 ] ده سال و بيست سال نزد رعايا گذاشتند . غرض كه در هيچ زمان و اوان رعيت بدين راحت و فراغت نبوده و به مجرّد يك رعيت بىنام و نشان كه از حكّام شكوه به درگاه مىآوردند به همان گفته و تحقيق نشده آن حاكم عزل مىشد ، و هر گاه به سلاطين روم و هند و ماوراء النّهر مكتوبى كه نوشته مىشد منشيان بلاغت شعار در مجلس حاضر مىشدند ، و فقرات را منظوم و منثور مسوده مىكردند . چون به اصلاح پادشاه حميده صفات مشرف مىشد به تحرير در مىآوردند ، و به نوعى صورت اتمام مىيافت كه ديباچهء كلام سخن طرازان عالم مىگشت ، و حافظه بدين مرتبه بود كه در اين پنجاه و چهار سال ايام سلطنت سال به سال