تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
جاى پدر گرفتى كردى جهان مسخّر * تاريخ سلطنت شد « جاى پدر گرفتى » ( 930 )

صفات حميدهء پادشاه

چون اين پادشاه نيكو صورت خجسته سريرت بر تخت ابهّت و سرورى برآمد اعيان حضرت به ديدار مباركش خرّميها كردند و شاديها نمودند . سكّهء شهنشاهى به زر شاهى بر نام او زدند ، و خطبه بعد از دوازده امام به نام او خواندند ، و منشيان فرمان قضا جريان به تهنيت و مباركى به القاب و طغراى پادشاه زمان و خسرو دوران نوشتند ، و مبشران خبر فتح و مژدهء بشارت به اطراف و اكناف جهان بردند ، و اهل زمان فرحان و پاىكوبان شدند و سلاطين سر حد روى ارادت بدين آستان عالى شأن آوردند . « بيت »
لب ملوك بود هر كجا كه آرد دست * سر صدور بود هر كجا كه دارد پاى
و معلمان جهت رسوم و آداب كمر تعليم بر ميان بستند . آن پادشاه در عنفوان جوانى به كسب و قابليّت قيام نمود در اندك زمانى جميع فضايل شرعيه و عرفيه كسب كرد ، و به خط نوشتن و تصوير ميل تمام داشتند . استادان عديم المثل كه هر يك در فن خود يكتاى بىهمتا بودند آوردند ؛ از خوش نويسان ، ملّا عبدى نيشابورى و استاد شاه محمود نيشابورى و ملّا رستم على هروى ؛ از نقاشان ، استاد سلطان محمّد مصوّر و استاد بهزاد مصوّر ، و استاد ميرك اصفهانى و مير مصوّر [ 594 ] ، و دوست ديوانه ، پادشاه را بدين طايفه توجه و التفات تمام بود ، چنانچه بوق العشق اين بيت گفت : « بيت »
بى تكلّف خوش ترقى كرده‌اند * كاتب و نقاش و قزوينى و خر
در مضمون اين بيت كاتب و نقاش را سبب معلوم شد ، « 1 » قزوينى بدين جهت كه قاضى جهان قزوينى وكيل شده بود ، و تقريب خر آنكه چون ايام طفوليت بود جمعى از خردسالان را بر خر سوار مىكرد و سير و بازى مىفرمود .
هامش
( 1 ) . چون شاه به خط و نقاشى ميل تمام داشت خطاطان و نقاشان حرمتى يافتند .
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 144 | بوداق منشى قزوينى / محسن بهرام نژاد