تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
قلم گيرند كه حسابى به تحويلداران نويسند . اشارت كرد كه غارت كنند و قورچيان هزار تومان ديگر از ميرزا ستانند . چون به اردو رفتند قورچيان طلب و تشدد هزار تومان مىكردند . بعد از تشويش تمام و اهتمام بيگم مقرر شد كه ميرزا هر كدام را از قورچيان يك صد تومان دهد ديگر تشويش ندهند ، به هزار تشويش به هم رسانيد و به قورچيان داد . روح پر فتوح آن پادشاه كريم پر نور باد ، بمحمد و آله الامجاد . « شعر »
اى طالب خلود بقاء و دوام عمر * باقى به ذكر خير بود نام آدمى
هيچ است حكم و سلطنت و مال و ملك و جاه * چون عاقبت فناست سرانجام آدمى
چندان كه فكر كردم و انديشه راه برد * نام نكوست حاصل ايام آدمى

خلاصهء كلام درر نظام شرح احوال پادشاه زمان و خسرو دوران شاه طهماسب حسينى صفوى خلد اللّه ملكه

صفحات كلام موشح به حمد و ثناى ملك علام ، و نفحات مرام مروج به شكر و سپاس پادشاه ذو الجلال [ 591 ] و الاكرام است كه به قلم قدرت بر لوح فطرت بىفكرت نقوش موجودات بنگاشت ، و بر صحيفهء ايجاد به خامهء ابداع صورت آفرينش را بىآب و رنگ پرداخت ، و از امتزاج جواهر سماوى و ارضى حقيقت آدمىزاد كه اشرف آفرينش است
« وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا »
« 1 » ظاهر و پيدا كرد ، و هر يك را از ميانه برگزيده به خلعت كرامت و تربيت گرامى گردانيد ، و لواى سلطنت ايشان را كه سلاطين زمان شدند به شرف
« وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا »
« 2 » مخصوص كرد ، و پاى عرش فرساى ايشان را بر سرير سلطنت و بزرگى قاعدهء جلوس ارزانى فرمود ، و تاج وهّاج را به گوهر
« ثُمَّ جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ »
« 3 » مرصّع گردانيد ، و به زيور انور
« إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ »
« 4 »
هامش
( 1 ) . سورهء الاسراى ( 17 ) ، آيهء 70 . ( 2 ) . سورهء مريم ( 19 ) ، آيهء 58 . ( 3 ) . سورهء يونس ( 10 ) ، آيهء 14 . ( 4 ) . سورهء كهف ( 18 ) ، آيهء 83 .
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 141 | بوداق منشى قزوينى / محسن بهرام نژاد