تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
گردون رفعتش واضح . « شعر »
گرامى درّى از درياى شاهى * چراغى روشن از نور الهى
مبارك طالعى فرخ سريرى * به طالع تاجدارى تخت‌گيرى
مردم را از اين خبر بهجت اثر خرميها شد و اين ابيات خواندند . « شعر »
نهاد چرخ فلك روى عجز بر پايش * گرفت عقد ممالك نظام از رايش
جهان پير دگر باره يافت عهد شباب * به يمن طلعت ميمون ماه سيمايش [ 584 ]
اين خبر كه به شاه دين پناه آمد بشاشت و خرمى كرد . « شعر »
چو شاه اين حديث چو در كرد گوش * محيط عنايت درآمد به جوش
از آن مژده شه شادمان شد عظيم * به شكرانه بسيار زر داد و سيم
همىگفت شكر جهان كردگار * كه آمد درخت اميدم به بار
در عين مسرّت و خوشحالى كلاه بهجت و تاج سلطنت بر اوج گردون برافراخت ، و دست همت به عطا و سخا دراز كرد و در بحر و كان چيزى نگذاشت همه را عطا كرد ، و امراء و مقربان به تهنيت زبان گشودند و مال و جان نثار كردند و به اطراف و اكناف مژده‌ها رسانيدند ، و دقيقه سنجان تنجيم و مستخرجان تقاويم ساعتى خوش قرار دادند . « شعر »
همه زيج فلك جدول به جدول * به اسطرلاب فكرت كرده مدخل
نام نامى و اسم سامى آن حضرت شاه طهماسب نهادند . عابدان مجامع
« لا يَعْصُونَ اللَّهَ »
« 1 » ذات شريفش را كه از آسيب و زوال محفوظ ماند به تلاوت آيهء
« وَ إِنْ يَكادُ »
« 2 » مواظبت نمودند كه از حوادث چشم زخمى نرسد ، و مسبّحان صوامع
« وَ الْمَلائِكَةُ
هامش
( 1 ) . سورهء التحريم ( 66 ) ، آيهء 6 . ( 2 ) . سورهء القلم ( 68 ) ، آيهء 51 .