تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
سمو حسبش به ذروهء افلاك رسيده ، خديو تيغ و قلم و واضع قوانين لطف و كرم ، بزرگى و جلال قدر او به جايى رسيده بود كه عقل حيران و فهم سرگردان بود . از جمله ، خواجه ميرك تركش كه وزيرش بود نقل مىكرد كه هر روز سى من آب ليمو در اطعمهء خاصهء او صرف مىشد و طعام شيلانى او را هر روز دو ايشيك آقاسى ، يكى از راست و يكى از چپ سواره قسمت مىكردند . و يكى از كرم او اين بود كه بعد از طعام از ديوانخانه بيرون رفت و تمامى خيمه و خرگاه و سايه‌بان و فروش و ظروف طلا و نقره و چينى كه شيلان كشيده بودند با اسباب شراب از صراحى طلا و نقره و باديه و جام و آنقدر شتر كه بارخانه را بكشد با ساربان به ميرزا بابر شفقت كرد .

از آب جيحون عبور كردن مير نجم ثانى

چون مير نجم از جيحون عبور كرد و ميرزا بابر از معبر ترمذ گذشته در دربند آهنين « 1 » آمدند و ملاقات شد . [ از آنجا ] روانهء قرشى * شدند و آن جا را در دو روز گرفتند و قتل عام فرمود . ملا بنايى در آنجا به قتل آمد . « 2 » از آن جا روانهء بخارا شدند . در دو فرسخى بخارا نزول فرمود . محمد تيمور پسر شيبك خان و ابو سعيد خان را اراده شد كه به بخارا درآيند . بيرام بيك به مدافعه رفت و مانع شد به حصار غجدوان درآمدند و مير نجم اراده كرد كه روانه غجدوان شود ، هر چند كه خواجه محمود سرخ مانع آمد و گفت ، در اين حوالى بخارا توقف مىبايد كرد تا معلوم شود كه سلاطين ازبكيه در چه فكر و در چه مقام‌اند ، قبول نشد و سخن خواجه را اعتبار نكردند و حال آنكه [ 582 ] خواجه مرد عاقل دانا بود و بعد از فتح شيبك به خدمت شاه آمده بود و او را همراه كرده بودند . مير نجم فرمود كه به جانب غجدوان اردو كوچ كند ، باز خواجه محمود عرض كرد كه ازبكان دانسته به غجدوان رفته‌اند كه صحراى آنجا اسب تاز نيست و نهر و جوى بسيار دارد . مير
هامش
( 1 ) . تاريخ جهان آرا ، ص 275 ، « . . . در تنگك حكجك كه آن را دربند آهنين خوانند » . تكملة الاخبار ، ص 51 ، « تنگ چيچك » . ( 2 ) . در اين باره رجوع شود به : حبيب السير ، ج 3 ، ص 343 ، ريحانة الادب ، ج 1 ، ص 181 .