بود به خراسان آمد ، و در ساروقمش وكالت به مير عبد الباقى « 1 » و صدارت به مير سيد شريف شفقت كردند و مخالفان به مجرد آوازه روانه شدند . در النگ رادكان ده ده بيك را جامهء نسوان پوشانيده به درازگوش سوار كردند . « 2 » ديو سلطان را به بلخ فرستاد و هرات به زينل خان و [ اردوى معلى ] « 3 » عود نمود ، و در اين سال نواب كامياب متولّد شد .
ولادت شاه طهماسب حسينى صفوى
چون بقاء و دوام انسان به توالد و تناسل منوط است و استدامت سلطنت به وجود فرزندان سعادتمند متعلق و مربوط ، و لهذا انبياء عليهم التحيه و الثناء ، حصول اين عطيهء ارجمند از خداوند بىمثل و مانند استدعا نمودهاند . همچنانچه آيهء كريمه از آن خبر مىدهد .
« رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ »
« 4 » و باز آيه از آن صريحتر
« فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ »
. « 5 » تا آنكه در سال تسع عشر و تسع مائه ( 919 ) صبح چهارشنبه ، بيست و ششم ذى حجه ، تباشير صبح دولت پادشاهى از افق تأييد الهى دميدن گرفت ، و شعشعهء اختر جهانبانى از اوج عنايت ربانى درخشيدن آغاز كرد . وهاب شكور از خزانهء
« يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ »
« 6 » در اين سال فرخنده آفتابى از برج سلطنت طالع كرد و ماهى از اوج خلافت ساطع شد .
« شعر »
يكى غنچه از باغ دولت دميد * كزين سان گلى چشم گيتى نديد
انوار سلطنت و پادشاهى از ناصيهء همايونش لايح ، و آثار جلالت و بختيارى از فر مهد
هامش
( 1 ) . تكملة الاخبار ، ص 53 ، « منصب وكالت و امير الامرايى به مير عبد الباقى نعمة اللهى شفقت شد و ملقب به شيخى سيز سلطان گرديد » .
( 2 ) . تاريخ جهان آرا ، ص 276 ، ( به اختصار ) : چون دده بيك به هنگام يورش ازبك ، مرو را انداخته و گريخته بود به واسطهء عبرت ديگران او را لباس زنان پوشانيدند .
( 3 ) . تكميل قياسى براساس تاريخ جهان آرا و احسن التواريخ .
( 4 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 33 .
( 5 ) . سورهء مريم ( 19 ) ، آيهء 5 و 6 .
( 6 ) . سورهء الشورى ( 42 ) ، آيهء 48 .