سر رستم عباسى رفتند [ 577 ] ، و شاه دين پناه به فارس رفت و قشلاق كرد ، و مير يار احمد اصفهانى وزير شد ، و ملّا شمس اصفهانى مستوفى و طرح دفتر و حساب و قاعده و قانون از او مقرر شد ، و قاضى محمد كاشى كه ترتيب يافته بود و خون خلايق ريخته به سعى و فرمودهء نجم وكيل به قتل رسيد . « 1 » [ « مصراع » ] : « 2 »
كشتنى كشته شد چه بهتر از اين
و مير سيد شريف شيرازى كه از نسل مير سيد شريف جرجانى است ، بدين قاعده كه مير سيد شريف بن تاج الدين على بن مرتضى بن تاج الدين على استر آبادى ، المشهور به سيّد شريف ، صدر شد .
و در سال خمس عشر و تسع مائه ( 915 ) امير ديوانى به چايان سلطان استاجلو شفقت شد و امير الامرا گشت ، و توجه شاهى به آذربايجان شد و قزوين و ساوخ بلاغ و رى به زينل خان شاملو دادند و امير بزرگ گشت ، و لله بيك و ده ده بيك را اعتبار نماند . و مير نجم رشتى در قريهء خمنهء تبريز وفات يافت « 3 » ، و جاى او را به مير يار احمد اصفهانى دادند و به نجم ثانى ملقب گشت . و قشلاق در خوى كردند و ميرزا بيك اعلايى قزوينى كه اعتبار كلى در وزارت ديوان داشت به اهتمام نجم ثانى به قتل آمد ، و شروانشاه شروانى به درگاه آمد ، « 4 » و در اين سال جسد سلطان حيدر را به اردبيل بردند « 5 » ، و در قراباغ قشلاق شد .
هامش
( 1 ) . براى اطلاع بيشتر رجوع شود به : حبيب السير ، ج 4 ، صص 499 تا 500 .
( 2 ) . متن : ع .
( 3 ) . لب التواريخ ، ص 408 ، « . . . به مرض ذات الجنب درگذشت ، جسد او را به فرمان همايون اعلى به نجف اشرف نقل كردند » . ايضا ، تاريخ جهان آرا ، ص 272 ، در احسن التواريخ آمده است كه « مولانا اميدى طهرانى قصيدهاى به اسم او گفته . . . » ر . ك : ج 2 ، صص 146 تا 147 .
( 4 ) . منظور شيخ شاه بن فرخ يسار است . رجوع شود به : تاريخ جهان آرا ، صص 272 تا 273 ، و لب التواريخ ، ص 408 و تكملة الاخبار ، ص 48 .
( 5 ) . تاريخ جهان آرا ، ص 273 ، « . . . از تبرستان . . . » .