تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
محمد كرّه از ابرقوه به يزد آمد و اظهار مخالفت كرد . و قشلاق در اين سال عشر و تسع مائه ( 910 ) در اصفهان شد ، و در بهار به يزد رفتند و محمد كرّه را گرفته به قفص كردند او خود را بكشت « 1 » ، و پادشاه ارادهء خراسان كرد و به طبس گيلكى رفت ، و فرصت آن نبود كه به تسخير خراسان پردازد طبس را قتل و غارت كرد و عود نمود و به ييلاق تخت سليمان عراق آمد ، و ايالت شيراز از منصور بيك افشار گرفت و به سلطان خليل ذو القدر داد ، و قشلاق در طارم شد و ارادهء رفتن به الكاءبيه پس گيلان شد ، و چون نجم زرگر رشتى بود و در خدمت پادشاه قرب و منزلت داشت شفيع گشت و رفتن را بر طرف نمود . و در سال اثنى عشر و تسع مائه ( 912 ) به جانب آذربايجان توجه فرمودند ، و قشلاق در خوى شد و امراء را به دفع صارم كرد روان ساخت ، [ و ] عبدى بيك قورچى باشى شاملو پدر دورمش خان با سارو على مهردار [ در آن معركه ] به قتل آمدند . و در سال ثلث عشر و تسع مائه ( 913 ) باز بر سر علاء الدوله ذو القدر رفت ، و اغلان امت چاوشلو و بابا سليمان استاجلو به رسالت رفتند ، و ده ده بيك « 2 » كه منقلاى لشكر بود پيش رفت طايفهء ذو القدر به دو شبيخون آوردند . شاه عالم پيش رفت و قلعهء خرپرت را گرفت و ذو القدريه متحصن به كوه و بيشه شده كارى از پيش نرفت بازگشتند . در اين سفر امير خان موصلو قوم تاجلو بيگم به درگاه آمد و والى ديار بكر بود و « لعل بوكرك و لعل دوه گوزى » كه به خزاين سلاطين دورّان درآمده بود به تحفه آورد . فرمان پادشاه شد كه شكستند و پارچه [ اى ] از آن نگين كردند و باقى [ 576 ] داخل مفرح شد ، و امير خان ترتيب يافت و منصب مهردارى به دو دادند ، و ديار بكر به محمد خان استاجلو شفقت شد و به استقلال و
هامش
( 1 ) . درباره چگونگى قتل محمد كره در منابع عصر صفوى گزارشهاى مختلفى آمده است . براى آگاهى بيشتر رجوع شود به : حبيب السير ، ج 3 ، جزء 4 ، ص 480 ، لب التواريخ ، ص 401 ، تاريخ جهان آرا ، ص 269 ، احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 113 ، تكملة الاخبار ، صص 43 تا 44 و بخش تعليقات از مصحح همان كتاب ، ص 179 . ( 2 ) . تاريخ جهان آرا ، ص 272 ، « ابدال بيك دده بيك ذو القدر » . ايضا ، تكملة الاخبار ، ص 48 ، احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 310 ، « ده ده بيك قورچى باشى » .
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 123 | بوداق منشى قزوينى / محسن بهرام نژاد