استعلاء در آن مملكت بود ، و ساروقپلان ولد علاء الدوله را در جنگ به قتل آورده سرش [ را به درگاه معلى ] فرستاد .
و در سال اربع عشر و تسع مائه ( 914 ) عنان اقاليمگشا به جانب عراق عرب منعطف شد ، و در همدان مير نجم زرگر رشتى ترتيب يافته وزير و وكيل شد ، به نوعى كه امراء را در مهمّات ديوانى مطلقا دخل نبود ، و ايلچى باريك بيك والى بغداد آمد به دو امر شد كه به درگاه آيد ، حوصله نداشت به اتفاق سلطان مراد گريخت « 1 » ، و بغداد بى جدل به دست اولياى دولت قاهره در آمد ، و سيّد محمد كمونه كه از نقباى نجفاند و باريك [ بيك ] در چاه محبوس داشت بيرون آورد و ايالت و سلطنت داد ، و بغداد به خادم بيك طالش كه ملقب به خلفا « 2 » بود عنايت شد ، و فرمان قضا جريان نافذ گشت كه بر سر قبر امام موسى كاظم و امام محمد تقى عليهما السلام ، عمارتى عالى بنا كنند . استادان چابك دست از اطراف آوردند و در آنجا عمارت عالى ساخته شد ، همين گنبد اتمام يافت باقى ناتمام ماند ، و نهرى كه در قديم عطا ملك اسفراينى برادر خواجه شمس الدين محمد ، صاحب ديوان ، احداث نموده بود در زمان آباقا خان و سلطان احمد خان - سلاطين چنگيزيه - و آن ويران شده بود ، رجوع به قاضى جهان قزوينى سيفى شد . آن عاقبت به خير قرار و آرام نگرفت تا بيرون آورد و قريب ده هزار تومان صرف آن شد و موسوم به « نهر شريف » گشت . چنانچه هر سال دو هزار تومان و سه هزار تومان از آن نهر و اصل حضرات ائمهء هدى مىشد ، و شاه دين پناه از حق تعالى اين توفيق يافت و تا ابد اين خير جاريه هست . از بغداد به جانب مشعشع متوجه شدند .
سفر خوزستان و فارس و غيره
چون خاطر همايون از مهمّات عراق عرب آسوده گشت توجه به خوزستان نمودند ، و اول دزفول و شوشتر به تصرف درآمد و لله بيك و ده ده بيك و نجم وكيل و بيرام بيك بر
هامش
( 1 ) . لب التواريخ ، ص 405 ، « به حدود روم و شام » . احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 137 ، « به حلب » .
( 2 ) . احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 137 ، « خليفة الخلفا » .