شاه عالم پناه روانهء تبريز شد و به تخت سلطنت آذربايجان نشست ، و زبان به حمد مالك الملكى گشودند كه رايت سلاطين كامكار را بر اوج فرماندهى برافراشت ، و صفحهء شمشير غازيان را آينهء فتح و ظفر [ 572 ] ساخت ، و نضارت « 1 » رياض شريعت را به آبيارى تيغ مجاهدان منوط گردانيد ، و سرسبزى نهال اسلام را به سرخ رويى حسام خون آشام غازيان مربوط فرمود .
بعد از اين فتح ، شاه دين پناه به جانب ديار بكر به دفع علاء الدولهء ذو القدر رفت . الوند تبريز را خالى ديد آمد ، و چون توجه شاهى [ را ] شنيد به بغداد رفت ، و در سال عشر و تسع مائه ( 910 ) وفات كرد ، و امر شد كه تاج وهّاج را از سقرلاط قرمزى به دوازده ترك ترتيب دادند و علامت به دوازده امام گفتند . و استاد پيرى تاجدوز ، اول بار دوخت و اين كسوت در ميان غزلباش قرار يافت ، و بر سر منابر خطبه به نام نامى ائمّهء اثنى عشر خواندند و مذهب شيعه شايع شد ، و لعن [ و ] طعن بر ملاعين كه بعد از پيغمبر به جور و ظلم و خلاف رضاى حق و رسول خلافت كرده بودند بر زبان رانده شد .
فى الواقع عقلا از روى انصاف فكر نمايند كه هيچ بنى آدمى را اين دولت و اين سعادت ميسر نشده [ بود ] . از جمله ، سلاطين سلف مثل ، عمر عبد العزيز و معتضد خليفه و آل بويه و سلطان محمد خدابنده اين اراده كردند و از پيش نرفت و همين قدر مىنوشتند كه « لعن اللّه الظالمين لآل محمد من الاولين و الاخرين » ، و سلطان محمد خدابنده اين دوازده امام نقش نگين كرد . دوازده امام :
باربعة اسماء كل محمّد * و اربعة اسماء كلّهم علىّ
و بالحسنين السّيدين و جعفر * و موسى اجرنى انى لهم ولىّ
اكنون باز شروع رود به احوال شاه دينپرور كه باز در ثمان و تسع مائه ( 908 ) بر سر علاء الدوله رفت و او را « آله دانه » « 2 » نام كرد . چون چنين مضبوط داشتند و فصل زمستان بود كارى از پيش نرفت بازگشتند .
هامش
( 1 ) . تصحيح قياسى . متن : نظارت . ( نضارت يعنى تازهرويى ، شادابى و خرمى گياه يا درخت . ر . ك : فرهنگ فارسى عميد ) .
( 2 ) . لب التواريخ ، ص 404 ، « آلادانه » .