قدرت ايشان مىرسد ، و هزار تومانى درجهء اعتبار ندارد ، و آشپز و بقال را مئونت از دويست و سيصد زياده است ، و اينها از معمورى ملك است و عدالت پادشاه و تكاليف ديوانى از ميانه نرفته و مال ده ساله و بيست ساله نزد رعايا باقى است ، و قلم حواله همچو مار در سوراخ كه به يك بار سر برمىآرد .
فتح آذربايجان و محاربه با الوند بيك بن يوسف ميرزا بن حسن بيك
چون الوند بيك بن قرا يوسف ميرزا بن حسن بيك والى آذربايجان و ديار بكر بود عنان اقاليم گشا به دفع او در حركت آمد ، و در سال سبع و تسع مائه ( 907 ) به جنگ او متوجه شد ، و پيرى بيك روملو « 1 » را چرخچى كرد و [ به منقلا ] « 2 » فرستاد . از طرف الوند بيك ، حسن آقا شكر اغلى « 3 » كه از شجعان بود [ به قراولى ] آمد در گرمادز « 4 » به هم رسيدند .
حسن بيك تاب صدمه غازيان نياورد و گريخت ، و در شرور نخجوان هر دو لشكر به هم نزديك شدند .
« شعر »
خدنگ از سينه دل مىكرد غارت * كمان مىكردش از ابرو اشارت
جنگ درگرفت در اندك زمانى قرچغاى محمد و لطيف بيك و سيدى غازى بيك كه از امراى بايندريه بودند به قتل آمدند ، و الوند [ به ديار بكر ] « 5 » گريخت .
« بيت »
چنان بجست كه تير از كمان چنان نجهد * چنان برفت كه باد صبا چنان نرود
هامش
( 1 ) . تاريخ جهان آرا ، ص 266 ، « . . . پيرى بيك قاجار كه او را از كمال بهادرى توزقپرن گفتندى . . . » .
ايضا ، تكملة الاخبار ، ص 39 ، خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 70 .
( 2 ) . كلمات بين دو قلاب به علت قلم خوردگى در متن كتاب خوانده نشد ، و براساس « تاريخ جهان آرا » تكميل گرديد .
( ر . ك : همان منبع ، ص 266 ) .
( 3 ) . ايضا ، همان صفحه ، « حسن آغا و شكر اغلى » .
( 4 ) . تاريخ جهان آرا ، ص 266 ، « كرماوز » . تكملة الاخبار ، ص 39 ، « گرمادز تومان بيشكين » . احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 81 ، « قراجه داغ » . خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 70 ، « گرمارود » .
( 5 ) . تكميل از تاريخ جهان آرا ، ص 266 و ايضا ، تكملة الاخبار ، ص 39 .