تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
« شعر »
غضنفر جوشن آهن پوش و گردون كوس و لشكركش * مصاف افروز و فتح اندوز و اعداء سوز و جنگ آور
در سال خمس و تسع مائه ( 905 ) از اردوى سامان ديلمان به استاره بلندى رفت ، و سال فرخ ، پيچى ئيل بود كه ميمون باشد و شاه دين پناه نيز پيچى ئيل بود ، قشلاق در استاره بلندى كرد و صداى سلطنت در گنبد دوار انداخت و اين ابيات بخواند . « شعر »
شرم بادا دست را زين پس گرفتن جز عنان * ننگ بادا تيغ را زين پس غنودن در نيام
گر نهم يك لحظه بر هم ديده تا ريزم به خاك * خون دشمن خواب نوشين باد بر جسمم حرام
سال تخاقو ئيل در فصل بهار به اردبيل رفت و دست هوس گشاد و سلطنت ايران به خود قرار داد . آرى اگر آفتاب چندگاهى در نقاب زمين مخفى مىگردد در آخر به نور سعادت عالم آرايى مىكند ، و ماه اگر در ظلمت محاق چند وقتى ابتلاء مىيابد مجهره نورپاش مىشود . اين گوهر برج
هَلْ أَتى
« 1 » و نقد على مرتضى بنابر حسب ضرورت چند وقتى پنهان بود ، الحال كه فرصت يافت بيرون آمد و مذهب اثنى عشر را ظاهر ساخت و صدارت به مولانا شمس الدين گيل بود . « 2 » كه تا زمانى كه سلطانم بنت شاه اسماعيل نشو و نما كرد و اين ملا معلم آن عليا حضرت شد . [ صوفيان و مريدان ] قدم پيش نهادند . اول ، از طايفهء بايبردلو « 3 » ، قراچه الياس با جمعى
هامش
( 1 ) . سورهء الدهر ( 76 ) ، آيهء 1 . ( 2 ) . تاريخ جهان آرا ، ص 266 ، ( به اختصار ) : پس از آنكه شاه اسماعيل در سال ( 907 ه . ق . ) در موضع شرور ، الوند بيك را مغلوب ساخت وارد تبريز شد ، و آنگاه قاضى شمس الدين گيلانى را كه معلم او نيز بود به منصب صدارت گماشت . ( 3 ) . تكملة الاخبار ، ص 37 ، « باير دلو » .