تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

تعريف الحمد للّه

حضرت شيخ فرمودند كه نهصد سال عابدى عبادت كرد و رياضت كشيد و همه وقت ستايش حق به جا آورد . فرشتگان ملاء اعلى را ميل ملاقات [ با ] آن زاهد شد [ و ] رجوع به جبرئيل كردند كه از حضرت بارى رخصت طلبد ، در وقتى او را فرصت افتاد و گفت ، كريما و رحيما . بعضى از فرشته‌ها را ميل [ تحت السما ] « 1 » شده به ديدن فلان عابد كه نهصد سال است كه از سجادهء عبادت برنخاسته مگر به وضو و طهارت ، فرمان شد كه اول او را در لوح محفوظ ملاحظه نمايند و بعد از آن بروند . چون امين رب العالمين به لوح نگه كرد نام او را در ميان اشقياء ديد . گفت ، سبحان اللّه اين چه سرّ است به همه حال آمدند و عابد را ديدند . عابد گفت ، اى اصحاب شما را هرگز نديده‌ام به خداى خود كه راست بگوييد كه چه كسانيد ؟ جواب دادند ، كه ما حاملان عرشيم و ميل ديدن تو كرديم ، اما نام تو را با وجود عبادت نهصد ساله در ميان اشقياء خوانده‌ايم و تعجب داريم كه آيا سبب اين چه بوده باشد [ 564 ] . عابد گفت ، « الحمد للّه » كه مرا نام به شقاوت هم در ضمير الهام پذير گذشته ، اگر عابدم و اگر صالح و اگر كافرم و اگر شقى كه از كرم او محروم نيستم ، الحمد للّه كه در دفتر ديوان كبريا به شقاوت ثبت شده‌ام ، الحمد للّه كه دوستم نه دشمن ، مسلمانم نه برهمن ، و كرم او بىنهايت است . چنانچه حضرت شيخ فرموده : « شعر »
دوستان را كجا كنى محروم * تو كه با دشمنان نظر دارى
ملائكه رجوع به عالم بالا نمودند و اخلاص آن معتقد را به درگاه قاضى الحاجات اداء كردند . باز فرمان آمد كه در امّ الكتاب احوال او را مطالعه نمايند . چون رفتند ديدند كه عابد را بعد از انبياء و اولياء با اتقياء ثبت كرده‌اند ، به تضرع و زارى مسئلت نمودند ، فرمان رب جليل آمد كه او را سه نوبت كلمهء بزرگ « الحمد للّه » بر زبان جارى شد چگونه
هامش
( 1 ) . تصحيح قياسى . متن : تحت الارض .
جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 107 | بوداق منشى قزوينى / محسن بهرام نژاد