تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
بدين شرط كه گفته‌اند در آن مذاهب نيز طلاق نشده ، بنابر آنكه پادشاه فرموده‌اند كه تا اين طعام خوردن ، و حال آنكه از آن طعام بسيار مانده كه خورده نشده و برداشته‌اند . پادشاه را اين حكايت خوش آمد ، و از اين مذهب شيعه استفسار فرمود ، بيشتر مردم بر آن رفته‌اند كه او به مذهب شيعه عمل كرده .

مباحثهء علما

آورده‌اند : كه در ابواب البرّ مجمع فضلا بود ، شيخ مطهر حلّى را پادشاه طلب كرد و فرمود كه تصانيف اين مذهب را همراه آورد . يك شتر از كتاب شيعه بار كرد و به حضور آورد . پادشاه پرسيد كه اين كتابها در چه مذهب است ، شيخ فرمودند كه در مذهب امام زمان [ و ] امام جعفر صادق عليه السّلام پادشاه شكفته و خندان شد و گفت ، مرا به خاطر گذشت كه در اين مذهب دو سه كتابى باشد گاهى كه بدين طريقه تصانيف باشد چون اعتقاد نتوان كرد . اين صورت موجب اعتبار و صدق قول شيخ شد . چون نشستند و مباحثه كردند حضرت شيخ بر همه فايق آمد و پادشاه را مظنّه نماند . آورده‌اند : چون شيخ را پادشاه به مجلس عالى ابواب البرّ طلب نمود او كفش خود را بر دست گرفته تقديم بر همه كرد . فضلا زبان طعن گشودند كه اين چه كثافت باشد كه كفش را بدين مجلس آوردى ؛ و پادشاه متوجه بود كه آيا شيخ چه خواهد گفت . [ شيخ ] فرمودند كه اكابر كرده‌اند . از جمله ، حنفى به مجلس پيغمبر درآمد اين عمل كرد . به يك بار گفتند كه در زمان پيغمبر حنفى كجا بود ؟ گفت ، غلط كردم شافعى بود . باز گفتند كه اين طرفه‌تر . باز گفت مالك ، و باز گفت احمد حنبل ، همه فروخنديدند كه اين مرد مجنون است و سخن او را پادشاه اعتبار نكند ، تا آنكه شيخ عليه الرّحمه زبان به مدح و ثناى پادشاه گشاد و گفت ، جماعتى كه رسول را نديده باشند و به مجلس او نرسيده سخن ايشان را چه اعتبار باشد . پادشاه را معقول آمد و اعتقاد زياده كرد .